تبلیغات
پنتا
 
پنتا
ریاضیات - نقاشی - سینما - ورزش - سلامت - مد و فشن - خرید اینترنتی
                                                        
درباره وبلاگ

سلام . بنده کیوان عباس زاده دانشجوی ارشد دانشگاه صنعتی شریف می باشم .علاقه مند به ریاضیات ، نقاشی و سینما و تیم رئال مادرید (البته اینم بگم که نمیشه تیم بارسلونا را دوست نداشت ). ورود شما به این وبلاگ را خوش آمد می گویم و امیدوارم از این وبلاگ لذت ببرید .
مدیر وبلاگ : کیوان عباس زاده اسک شهری
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
هاست لینوکس گوش پاکن برقی دفتر ترجمه IS


تدریس خصوصی ریاضیات


ویژه  تابستان  ۹۵


با سلام خدمت شما مخاطب عزیز 

بنده کیوان عباس زاده فارغ التحصیل دانشگاه خوارزمیتهران در رشته 

ریاضیات و کاربرد ها هستم و در حال حاضر دانشجوی کارشناسی ارشد 

 دانشگاه  صنعتی شریف در رشته ریاضی کاربردی می باشم و سابقه 

تدریس ریاضیات به صورت خصوصی نیمه خصوصی و همگانی را به مدت

8 سال دارم . حال اگر به دنبال یک معلم خصوصی با کمترین هزینه و

بالاترین تضمین در کسب قبولی و نمره بالا هستید حتما ادامه مطلب را

بخوانید...                



تدریس خصوصی ریاضیات


مهم نیست در چه مقطعی یا چه رشته ای هستید

تدریس ریاضیات با شیوه های مدرن

کاملا تضمینی

کسب نمره بالا در امتحانات

رسیدن به بالاترین درصد در کنکور

 

دروس دبیرستان (دوره دوم) شامل :


ریاضی اول دبیرستان

ریاضی دوم دبیرستان

 هندسه 1 و 2

هندسه تحلیلی

حسابان(حساب دیفرانسیل و انتگرال)

آمار و احتمال

ریاضیات گسسته

ریاضیات کنکور سراسری 

 

 

دروس دانشگاه شامل :


ریاضیات عمومی 1

ریاضیات عمومی 2

آنالیز ریاضی

آنالیز عددی

جبر مجرد

جبر خطی

ترکیبیات

نظریه گراف

نظریه اعداد

بهینه سازی خطی(تحقیق در عملیات1)

آمار و احتمال

ریاضیات کنکور ارشد

 

 

تلفن های گویا :


026-32733340(کرج)


تلفن های همراه :


09193017528


09389920030



تدریس خصوصی المپیاد ریاضی (IMO)



برگزاری کلاس های پیشرفته به منظور آمادگی برای المپیاد ریاضی 

تدریس روش های متفاوت برای حل مسائل

آموزش روش های استدلال کردن و رسیدن از فرض مسئله به حکم 

تدریس تمامی مباحث المپیاد ( ترکیبیات ، جبر ، هندسه ، نظریه اعداد ، حسابان ، آنالیز ، گراف )

آموزش روش های حل مسئله از طریق مسئله

تدریس روش هایی در حل مسئله که در هیچ کتابی یافت نمی شوند

استفاده از تجربه ریاضیدانان روس و کانادایی در حل مسائل

برنامه ریزی دقیق و منظم به منظور شکوفایی استعدادهای خلاق

کسب موفقیت و راهیابی به تیم 40 نفره



تلفن گویا :

026-32733340 ( کرج )

تلفن های همراه :

09389920030

09193017528





نوع مطلب : تدریس خصوصی ریاضی، 
برچسب ها : تدریس خصوصی، تدریس خصوصی ریاضی، کیوان عباس زاده، تدریس ریاضی، تدریس خصوصی در کرج، تدریس ریاضی کنکور، تدریس ریاضی در کرج،
لینک های مرتبط :




به گزارش دانش روز تا به امروز ۳۷۱ روش برای اثبات قضیه فیثاغورث توسط ریاضیدانان دنیا ابداع شده اما الهام رحمانی تنها دانش آموزی است که برای اولین بار در سطح جهان روش جدیدی برای اثبات قضیه فیثاغورث ابداع کرده است .

ابداع این روش توسط الهام رحمانی در حالیست که امکانات آموزشی مناسبی در اختیار این دانش آموز نبوده اما این دانش آموز با اراده و تلاش خود توانسته با این روش خود را در کنار ریاضیدانان مشهور دنیا قرار دهد

Untitled-1

موفقیت این دانش آموز بهانه ای شد تا دانش روز با وی گفتگویی داشته باشد که در ادامه می خوانید:

( توجه : این مصاحبه در سال 1393 صورت گرفته است )

الهام رحمانی ۱۶ ساله و دانش آموز دوره متوسطه در رشته علوم تجربی در دبیرستان دخترانه فرزانگان اشنویه آذربایجان غربی ( ارومیه) هستم

چطور به این ایده رسیدید؟

آقای احد پور خضر معلم هندسه ما در کلاس اعلام کردند که رابطه فیثاغورث را برای کلاس بیاوریم بعد از اینکه همه روش حل خود را به کلاس ارائه دادیم متوجه شدم همه روش ها یکی است به این فکر افتادم با روشی متفاوت این رابطه را حل کنم ۶ روز روی این رابطه کارکرده و اشکال مختلف را در کنار هم قرار دادم تا توانستم با این روش جدید دست پیدا کنم

آقای  پور خضر چقدر به شما کمک کرد؟

ایشان این انگیزه را در من ایجاد کردند و با عبارت زنده باد مشوق من می شدند

قصد انجام کارهای این چنینی را در آینده دارید؟

تابستان امسال در صددم روی روابط ریاضی و فرمول های مختلف کار کنم تا بتوانم به اطلاعات ریاضی دیگری برسم

ابداعت ثبت شده است؟

این روش را در اختیار آموزش و پرورش اشنویه قرار دادم که برای وزارت آموزش و پرورش بفرستم و آن را به ثبت برسانم

معدل شما چند است؟

۲۰

چقدر به ریاضیات علاقه دارید؟

به هندسه و ریاضیات علاقه زیادی دارم اما به دلیل اینکه استخدامی آن در شهرمان برای خانم ها کم است رشته تجربی را انتخاب کردم

پدر و مادر شما شاغل هستند؟

بله پدرم معلم ابتدایی و مادرم خانه دار است

نمره ریاضی شما؟

ریاضی ام ۲۰ است

چرا با وجود علاقه به ریاضی رشته تجربی را انتخاب کردی؟

شهر اشنویه در بیشتر رشته های مهندسی آقایان را استخدام می کند؛ من هم به این واسطه به رشته تجربی روی آوردم تا

پزشک شوم اما یک مقدار روحیه ام ضعیف است زیرا تحمل بیماری افراد برایم سخت است

خواهر و برادر هم داری؟

یک برادر دارم که کلاس ششم ابتدایی است

بزرگترین هدفت برای آینده؟

بتوانم با موفقیت هایم شهر اشنویه را که امکانات کمی دارد سربلند کنم و پزشک شوم و برای شهرمان با درآمد زیاد پزشکی بیمارستان بسازم و به مردم شهرم خدمت کنم

صحبت خاصی دارید؟

از دبیر هندسه ام بواسطه کمک های زیادی که به من کردند تشکر می کنم و همراهی خانواده و دوستانم در این زمینه برایم ارزشمند است

پیام شما در روز پدر و میلاد حضرت علی (ع) به پدر و معلمت:

پدرم خیلی دوستت دارم و معلمم را به عنوان پدرو به واسطه زحمت های بی دریغش دوست دارم

طرح الهام رحمانی برای اثبات قضیه فیثاغورث



منبع : دانش روز




نوع مطلب :
برچسب ها : قضیه فیثاغورث، اثبات قضیه فیثاغورث، اثبات جدید قضیه فیثاغورث، روش جدید اثبات قضیه فیثاغورث، الهام رحمانی، طرح الهام رحمانی برای اثبات قضیه فیثاغورث، اثبات قضیه فیثاغورث توسط دانش آموز،
لینک های مرتبط :





شاید روزهایی که در مدرسه قضیه فیثاغورث را می خواندیم، هیچگاه تصور نمی کردیم که این مساله ریاضی بتواند زمان بهبودی بیماری هایمان را تشخیص دهد ولی گویا این مساله شدنی است!

بر اساس مطالعه جدیدی که دو محقق بر روی داده های قدیمی ریاضی انجام داده اند، قضیه فیثاغورث می تواند موثر ترین راه برای شناسایی نقطه ای باشد که در آن سلامت بیمار شروع به بهبود می کند.
 
در این مقاله علمی که جدیدا در ژورنال «Plos One» منتشر شده، «راب فرود» از دانشکده پزشکی «وارویک» با «گری آبل» از دانشگاه کمبریج پس از بررسی داده های منحنی های ROC (گیرنده خصوصیات عملیاتی) خصوصیت مهمی را کشف کردند. خصوصیاتی که نشان می دهد بین زمان شروع بهبودی بیمار و منحنی ریاضی ROC یک رابطه علمی وجود دارد. رابطه ای که با قضیه فیثاغورت می توان به آن پی برد!

 دکتر راب فرود
منحنی ROC چیست؟
این منحنی ها در ابتدا در خلال جنگ جهانی دوم برای تجزیه و تحلیل سیگنال ها توسعه داده شده بود و به نظامیان کمک می کرد تا تصمیم بگیرند آیا یک نوسان گذرا بر روی صفحه نمایش، دشمن است یا کشتی ها و هواپیمای نیروهای ائتلاف خودی است.
 
اما در دهه ۱۹۸۰، کاربرد این منحنی ها در پیش بینی تعیین نقطه بهبود بیماری افراد تایید شد. هرچند که رابطه دقیقی در این میان به وجود نیامد. «راب فرود» در این رابطه می گوید: «ما پس از بازخوانی نسخه های قدیمی منحی POC به این مساله پی بردیم که این منحنی در زمان شروع بهبودی واکنش جدیدی نشان می دهد و در تحقیقات ما نیز همه تلاش ها برای انتخاب یک نقطه در منحنی است که نشان دهد در آنجا بهبودی رخ داده است.»
 
قضیه فیثاغورث می گوید که در یک مثلث با زاویه قائمه، مجموع مربعات دو ضلع مجاور زاویه قائمه با مربع وتر برابر است. این بدان معنی است که می توان طول وتر را با توجه به طول دو ضلع دیگر تعیین کرد. فرود می گوید: «ما آزمایش های متعددی را با استفاده از داده های واقعی انجام دادیم و به نظر می رسد استفاده از قضیه فیثاغورث شرایط متفاوتی را ایجاد کرده و به شناسایی دقیق نقطه بهبودی بیمار کمک می کند.»
 
حالا فرود گویا توانسته است از نمودارهایی که سالهاست کسی سراغ آنها نرفته، زمان بهبود بیماری را تعیین کند و به همین دلیل می گوید: «بهتر است قبل از دورانداختن وسایل تان کمی در مورد کاربرد جدید آن فکر کنید!»




نوع مطلب :
برچسب ها : قضیه فیثاغورث، دکتر راب فرود، پیشگویی از سلامت بدن، پیشگویی از سلامت بدن با قضیه فیثاغورث، کاربرد ریاضیات، کاربرد قضیه فیثاغورث،
لینک های مرتبط :





تازه ترین یافته محققان حاکی از آن است که اخترشناسان بابل باستان در علم هندسه پیشرو بودند و از روش های هندسی استفاده می کردند که تاکنون از دستاوردهای محققان قرون وسطای اروپا تلقی می شد.

به گزارش رویترز در تحقیقی که 
در نشریه ساینس منتشر شده است، این یافته محققان نتیجه بررسی چهار لوح گلی متعلق به دوران 350 تا 50 پیش از میلاد است که روی آنها با خط میخی چگونگی ردیابی مسیر سیاره مشتری در آسمان توضیح داده شده است. 

متیوس اوسندریور استاد تاریخ علوم باستان در دانشگاه هومبولت در برلین چنین می گوید: روش های ترسیم و توصیف شده در این الواح چنان پیشرفته هستند که از توسعه محاسبات حکایت دارند. تصور می شد که این نوع درک رابطه میان سرعت، زمان و فاصله متعلق به حدود 1350 بعد از میلاد است. روش های توصیف شده در الواح مشابه تکنیک هایی هستند که محققان قرن چهاردهم در کالج مرتون دانشگاه آکسفورد به کار می بردند. 
 
به گفته اوسندریور، بابلیان اخترشناس معتقد بودند تمامی رخدادهای روی زمین از سطوح رودخانه ها گرفته تا قیمت های بازار و آب و هوا به حرکت سیارات بستگی دارد و بر این اساس، جداولی را با موقعیت های محاسبه شده سیارات برای هوروسکوپ های سفارشی متقاضیان تهیه کرده بودند. آنها با پیش بینی حرکت سیارات امیدوار بودند که تحولات زمینی را پیش بینی کنند. در عین حال در الواح مورد بررسی که حدود سال 1880 میلادی در پی عملیات حفاری به دست آمد و در موزه بریتیش در انگلیس نگهداری می شود، به این کاربردهای اخترشناسی اشاره نشده است. 

الواح یاد شده شامل محاسبات هندسی مبتنی بر یک منطقه ذوزنقه ای شکل و اضلاع کوتاه و بلند آن است. تاکنون تصور می شد که اخترشناسان بابل تنها بر مفاهیم حساب و نه هندسه تکیه داشتند.

بابل شهر و تمدن مهمی در بین النهرین واقع در عراق در حدود 100 کیلومتری جنوب بغداد کنونی بود. دانشمندان یونان باستان نیز به خاطر به کارگیری هندسه شناخته شده اند، اما روش محاسبات هندسی در لوح های بابلی ها پیشرفته تر و انتزاعی تر است. 

منبع : ایرنا




نوع مطلب :
برچسب ها : هندسه، کاربرد ریاضیات، کاربرد هندسه، اخترشناسان بابل، ستاره شناسی بابلیان، لوح های بابلی ها، هندسه در لوح های بابلی ها،
لینک های مرتبط :





اکران یک فیلم تازه با موضوع ریاضیات و نوابغ علم ریاضی بار دیگر این موضوع را در میان سینمادوستان مطرح کرده که چرا تعداد فیلم‌های مهم درباره ریاضیات در بهترین حالت از عدد انگشتان ۲ دست فراتر نمی‌رود و هالیوود به‌ندرت سراغ این موضوع مهم می‌رود.
 
به گزارش همشهری، «مردی كه بی‌نهایت را شناخت» به كارگردانی متیو براون داستان زندگی واقعی ریاضیدانی به نام سرینیواسا رامانوجان است كه از زندگی فقیرانه در مدرس هند تا پذیرفته‌شدن در دانشگاه كمبریج راهی سخت را پشت سر گذاشت و در نهایت تحت هدایت و حمایت پروفسور جی. اچ. هاردی به یكی از برترین نظریه‌پردازان علم ریاضی تبدیل شد. نقش اصلی فیلم را دیو پاتل بازی می‌كند كه بیش از همه با نقش جمال مالك در «میلیونر زاغه‌نشین» شناخته می‌شود.

 
شاید قدیمی‌ترین صحنه مربوط به ریاضی در تاریخ هالیوود به 1941 و كمدی «در نیروی دریایی» با بازی بود ابوت و لو كاستلو باشد. در سال‌های اخیر توجه فیلمسازان و تهیه‌كنندگان به جذابیت‌های علم ریاضی بیشتر در قالب فیلم روایت شد و البته «راشمور» وس اندرسن(1998) از نمونه‌های نه‌چندان جذاب آن است؛ جایی كه معلم روی تخته سخت‌ترین معادله هندسه دنیا را نوشته و قهرمان داستان مشغول خواندن روزنامه است!
 
اگر از این نمونه بامزه بگذریم، قطعا باید از «ویل هانتینگ خوب» گاس ون‌سنت یاد كنیم كه علاوه بر موفقیت خیره‌كننده هنری و تجاری، 2 اسكار بهترین بازیگر مرد مكمل را برای رابین ویلیامز فقید و بهترین فیلمنامه غیراقتباسی را برای زوج مت دیمن و بن افلك به ارمغان آورد. فیلم داستان كارگری به نام ویل هانتینگ است كه خیلی زود نبوغ خود را در ریاضیات كشف می‌كند و صحنه‌های حل مسائل سخت ریاضی در آن نقشی كلیدی در پیشبرد داستان دارد.
 
«یك ذهن زیبا» به كارگردانی ران هوارد و بازی راسل كرو در نقش جان فوربس نش جونیر ریاضیدان نامدار مبتلا به اسكیزوفرنی، «شبكه اجتماعی» دیوید فینچر با موضوع داستان زندگی خالقان فیس‌بوك و «بی‌اهمیتی» نیكولاس روگ با حضور آلبرت اینشتین در میان شخصیت‌های اصلی از دیگر تلاش‌های هالیوود برای ورود به دنیای جذاب ریاضیات از دریچه دوربین بوده است.





نوع مطلب :
برچسب ها : ریاضیات، رامانوجان، سرینیواسا رامانوجان، دیو پاتل، فیلم مردی كه بی‌نهایت را شناخت، ریاضیات از دریچه دوربین، ریاضیات در رسانه ها،
لینک های مرتبط :





والدین نگران همیشه آرزو دارند بتوانند به ذهن نوجوانان سرکش خود وارد شوند و اکنون دانشمندان، اسکن‌های مغزی تهیه کرده‌اند که دقیقا رویدادهای درون مغز نوجوانان را در زمان طغیانگری آن‌ها نشان می‌دهد.
 
به گزارش سرویس پژوهشی ایسنا، نتایج تحقیقات دانشمندان دانشگاه کالیفرنیای جنوبی نشان می‌دهد که چگونه طغیان‌ها در اثر نیاز فرد جوان برای اثبات فردیتش و همچنین تمایل به مستقل شدن از خانواده ایجاد می‌شود.
 
محققان با استفاده از اسکن ام‌آرآی به بررسی فعالیت مغزی 22 نوجوان 16 تا 18 ساله پرداخته و طی آن، تصاویری را از مغز این افراد در زمان مشاهده فیلم‌هایی از والدین یا همسالان‌شان ثبت کردند.
 
آن‌ها دریافتند، با فعالتر شدن یک بخش مرکزی از مغز نوجوانان در زمان مشاهده همسالان ناشناس در مقایسه با والدین، رفتار پرخطرتر در نوجوانان محتمل‌تر می‌شود.
 
این محققان مشاهده کردند نوجوانانی که رفتارهای پرخطر بیشتری مانند مصرف موادمخدر یا رانندگی بی‌پروا داشتند، بیشتر به مشاهده فیلم‌هایی از همسالانشان واکنش نشان می‌دادند تا فیلم والدینشان.
 
در حقیقت، تصاویر ام‌آرآی به نمایش شدت فعالیت در بخش پیش‌گُوِه یا پرکُنئوس مغز در لوب آهیانه‌ بالای مغز پرداخت که در نوجوانان سرکش‌تر، بیشتر به تصاویر همسالان در مقایسه با والدین آن‌ها واکنش نشان می‌داد. پیش‌گُوِه به کنترل آگاهی در مورد تفکرات و رفتارهای دیگران می‌پردازد.
 
اگرچه پژوهش‌ها نشان داده‌اند که نوجوانان با نزدیک شدن به دوره بزرگسالی، بیشتر تمایل دارند با همسالان خود وقت بگذرانند تا والدینشان و محققان هشدار داده‌اند که والدین نباید اجازه دهند این جدایی‌طلبی بطور کامل انجام شود.
 
این تحقیقات به دنبال پژوهش سال گذشته دانشگاه دوک انجام شد که به بررسی تفاوت مغز نوجوانان با بزرگسالان و تاثیر این تفاوت در طغیانگری آن‌ها پرداخته بود. این پژوهش نشان داد که در زمان نوجوانی، سیستم لیمبیک به شیوه متفاوتی از بزرگسالان با سایر بخش‌های مغز متصل بوده و ارتباط برقرار می‌کند. این امر باعث آسیب‌پذیر شدن نوجوانان در برابر رفتارهای پرخطر می‌شود.




نوع مطلب :
برچسب ها : مغز انسان، مغز نوجوانان،
لینک های مرتبط :





دانشمندان دانشگاه لوند سوئد نشان داده‌اند ویروس‌های ارثی که میلیون‌ها سال عمر دارند، نقش مهمی در تولید شبکه‌های پیچیده‌ مغز انسان ایفا می‌کنند. به گزارش سرویس پژوهشی ایسنا، محققان از مد‌ت‌ها پیش می‌دانستند ویروس‌های پسگرد (نوعی ویروس آر‌ان‌ای) یا رتروویروس‌های درونزا حدود پنج درصد دی‌ان‌ای انسان را تشکیل می‌دهند.
 
برای سال‌های مدیدی، این مولفه‌ها، دی‌ان‌ای زباله‌ای و بدون‌استفاده تلقی می‌شدند اما در تحقیق جدید، «یوهان یاکوبسون» و همکارانش نشان داده‌اند ویروس‌های پسگرد نقش مهمی را در فعالیت‌های اساسی مغز به ویژه در تنظیم این موضوع ایفا می‌کنند که چه ژن‌هایی، چه زمانی در بدن بیان شوند.
 
این یافته‌ها نشان می‌دهند طی تکامل، چنین ویروس‌هایی نقش مهمی را در هدایت ماشین سلولی بدن ایفا کرده‌اند و دلیل فعالیت آن‌ها به ویژه در مغز، احتمالا به این خاطر بوده که تومورها نمی‌توانند بر خلاف بافت‌های دیگر در سلول‌های عصبی تشکیل شوند. دانشمندان حاضر در این پروژه دریافتند این ویروس‌ها در سلول‌های مغزی فعال هستند و نقش تنظیم‌کننده مهمی بر عهده دارند.
 
محققان معتقدند ویروس‌های پسگرد دلیل پویابودن سلول‌های مغزی و نقش‌های چندگانه‌ آن‌ها را توضیح می‌دهند. همچنین کارکردهای کمابیش پیچیده این ویروس‌ها در گونه‌های متنوع، به درک دانشمندان از دلیل متفاوت‌بودن انسان‌ها کمک می‌کنند.
 
تیم علمی نشان داده‌ سلول‌های عصبی از سازوکار مولکولی ویژه‌ای برای کنترل عملکرد ویروس‌های پسگرد استفاده می‌کنند. این یافته‌ها دیدگاه پیچیده‌ای درباره درونی‌ترین فعالیت‌های سلول‌های عصبی ارائه می‌دهند و همزمان پتانسیل لازم جهت هدایت مسیرهای تحقیقاتی مرتبط با بیماری‌های مغز را فراهم می‌کنند که با مولفه‌های ژنتیکی در ارتباط‌ هستند.

منبع : خبرگزاری ایسنا




نوع مطلب :
برچسب ها : مغز انسان، هوش، ویروس، ویروس های ارثی، ویروس‌های پسگرد،
لینک های مرتبط :






تحقیقات جدید حاکی از آن است که لمس گرما و سرما به طور همزمان، موجب گیج شدن مغز و کاهش احساس گرمی، سردی و درد خواهد شد. به گزارش سرویس پژوهشی ایسنا، محققان امریکایی در این تحقیق با استفاده از دستگاه گرمایی خاص، آزمایشی را بر روی انگشت شست و اشاره انجام دادند و آنها را تحت گرمای 40 درجه سانتی‌گراد و 20 درجه سانتی‌گراد قرار دادند.
 
شرکت کنندگان با لمس جداگانه این دو دما همان واکنشی را از خود نشان دادند که در مقابل سرما و گرما از خود بروز می‌دهند، اما با لمس همزمان هردو دما احساس داغی در آن‌ها ایجاد شد.
 
هانا دولین، محقق آمریکایی این تحقیق در این باره اظهار کرد: این فریب به دلیل احساس گرما در دو انگشت و فعالیت واکنشی پوست به سرما و پیشگیری از سرایت گرما به قسمت‌های دیگر دست است.
 
واکنش در قسمت گیرنده‌های سرما به طور طبیعی مسدود شده و گیرنده‌های درد احساس سرمای مفرط می‌کنند و در نتیجه احساس درد بعد از لمس گرما در انگشت میانی احساس می‌شود.
 
در نتیجه این احساس‌ها موجب گیجی مغز برای دریافت و تطبیق سه احساس گرمی، سردی و درد با هم می‌شود. نتایج این تحقیق در نشریه Current Biology منتشر شده است.




نوع مطلب :
برچسب ها : مغز انسان،
لینک های مرتبط :





دانشمندان دریافتند صحبت‌کردن افراد در مورد خودشان می‌تواند بسیار لذت‌بخش بوده و مغز را شاد کند. به گزارش سرویس پژوهشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، براساس یک تحقیق جدید، افراد 40 درصد از وقتشان را به صحبت‌کردن در مورد خودشان می‌گذرانند.
 
محققان دانشگاه هاروارد در مطالعاتشان بر روی این نکته متمرکز شدند که چرا افراد صدای خود را تا این اندازه دوست دارند و این که آیا این موضوع به بخش‌هایی از مغز که مرتبط با پاداش و لذت است، ارتباط دارد یا خیر. آن‌ها پس از انجام آزمایشاتشان با استفاده از فناوری اسکن مغزی، دریافتند هنگامی که افراد در مورد خودشان سخن می‌گویند، این موضوع واکنشی شیمیایی را ایجاد می‌کند و این امر آن‌ها را بر آن می‌دارد که اطلاعات خصوصی‌شان را به طور مکرر به اشتراک بگذارند.
 
محققان حاضر در این مطالعه از تصویربرداری رزونانس مغناطیسی کاربردی (fMRI) برای انجام آزمایشاتشان بهره بردند. این ابزار تصویربرداری می‌تواند تغییرات حاصل در سطوح جریان خون به بخش‌های خاصی از مغز را هنگامی که این عضو در معرض محرک‌های خاصی است، شناسایی کند. در طول آزمایش fMRI، تیم علمی از 195 شرکت‌کننده خواست که در مورد خود، عقاید و ویژگی‌های شخصیتی‌شان صحبت کنند. سپس از آن‌ها خواسته شد که در خصوص عقاید و ویژگی‌های دیگر افرادی که می‌شناختند، صحبت کنند.
 
دانشمندان سطوح جریان خون را در مغز شرکت‌کنندگان در طول هر دو بحث اندازه‌گیری و از این سطوح برای مقایسه مستقیم تفاوت در فعالیت نورونی بین این دو شرایط استفاده کردند. زمانی که شرکت‌کنندگان در مورد خودشان صحبت کردند، دانشمندان افزایش در فعالیت غشای MPFC را که با تفکر مرتبط با خود ارتباط دارد، کشف کردند.
 
همچنین برای نخستین بار تیم علمی متوجه تغییر در فعالیت‌های NAcc و ناحیه VTA مغز شد. هر دوی این نواحی در مغز با آزادسازی دوپامین مرتبط هستند. دوپامین ماده شیمیایی است که سیستم‌های پاداش و شادی مغز را کنترل می‌کند. محققان نتیجه گرفتند که صحبت‌کردن در مورد خود اساسا لذت‌بخش است و این موضوع افراد را به صحبت‌کردن مکرر در مورد این احساسات لذت‌بخش ترغیب می‌کند.

منبع : خبرگزاری ایسنا




نوع مطلب :
برچسب ها : مغز انسان، دانشگاه هاروارد، صحبت‌کردن،
لینک های مرتبط :





محققان آمریکایی معتقدند که در آینده، ذخیره‌سازی حجم بالایی از داده‌ها در نانوذرات معلق در مایع امکانپذیر خواهد شد. به گزارش سرویس فناوری خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با ابداع روش جدید ذخیره‌سازی داده‌ها در مایعات، ایده کاشت مغزی که مانند موتور جستجوی داخلی عمل می‌کند، یک گام به واقعیت نزدیک‌تر شد.
 
محققان دانشگاه میشیگان مدعی توسعه روشی نوین برای ذخیره‌سازی تصاویر، فیلم‌ها و سایر اطلاعات در ذرات ریز معلق در آب شده‌اند؛ اطلاعات در نسخه‌ای موسوم به خوشه‌های کلوئیدی (colloidal clusters) - ذرات ریز که با قرار گرفتن در مایع دچار تغییر حالت می‌شوند - ذخیره می‌شوند.
 
این فناوری انقلابی که wet computing (محاسبه مرطوب) نام دارد، از قابلیت احتمالی استفاده در مغز انسان برای انجام محاسبات سریع یا فراخواندن اطلاعات برخوردار است.
 
محققان بر این باورند که یک قاشق غذاخوری مایع حاوی این نانوذرات قادر به ذخیره‌سازی یک ترابایت داده معادل 2000 ساعت صوت است.
پروفسور «شارون گلوتسر» از محققان این پروژه تأکید کرد: ذخیره‌سازی اطلاعات با استفاده از نانوذرات کاملا متفاوت از ذخیره‌سازی بر روی تراشه‌های سیلیکونی متداول است.
 
«گلوتسر» این نانوذرات را مانند نوعی از مکعب روبریک توصیف می کند که در اطراف یک هسته مرکزی قرار دارند؛ یک خوشه 12 ذره‌ای به یک کره مرکزی متصل است که حاوی هشت میلیون حالت منحصربفرد است.
 
محققان موفق به ساخت خوشه‌ای شامل چهار ذره بر روی یک کره مرکزی شدند که با گرم‌ کردن مایع، رشد کرده و ذرات در روش های مورد انتظار، بار دیگر خود را مرتب‌سازی می‌کنند.
 
با این حال استفاده از این فناوری ذخیره‌سازی اطلاعات و توسعه کاشت مغزی مایع برای هوشمندتر کردن انسان، بزودی محقق نخواهد شد و در ابتدا باید بر روی ربات‌های نرم مورد آزمایش قرار بگیرد.
 
نتایج این مطالعه در مجله Soft Matter منتشر شده است.

منبع : خبرگزاری ایسنا




نوع مطلب : اخبار جدید علم و فناوری، 
برچسب ها : مغز انسان، مایع مغزی کاشتنی، دانشگاه میشیگان، هوشمندتر کردن انسان،
لینک های مرتبط :





دانشمندان علوم اعصاب دانشگاه ییل با استفاده از اسکن‌های اف‌ام‌آر‌آی توانسته‌اند دقیقا هوش افراد را پیش‌بینی کنند. به گزارش سرویس علمی ایسنا، اگر اثر انگشت می‌تواند افراد را به صورت فردی شناسایی کند، تصور کنید که اثر مغز چه کارهای را می‌تواند انجام دهد، مثلا انسان شما چطور فکر کرده و چه میزان باهوش است.
 
دانشمندان اسکن اف‌ام‌آر‌آی 126 بیمار را در «پروژه کانکتوم بشر» که کنسرسیومی برای کمک به طراحی نقشه مغز انسان است، بررسی کرده و اتصالات استواری را شناسایی کردند که دقیقا "هوش سیال" یا استدلال انتزاعی را پیش‌بینی می‌کردند.
 
محققان دریافتند که هر چه نواحی خاصی در مغز بیشتر با یکدیگر گفتگو کنند، احتمال این امر که فرد با سرعت بیشتری اطلاعات را پردازش و استنتاج کند، بیشتر است. به عنوان مثال، ارتباط قوی بین لوب‌های پیشانی و آهیانه‌ای که هر دو با عملکردهای سطح بالا ارتباط دارند، بطور دقیقی نمره هوش بالا را پیش‌بینی می‌کرد.
 
دانشمندان این ارتباطات مغزی منحصر بفرد را به اثر انگشت تشبیه کرده و متذکر شدند که این شبکه‌ها، افراد را در بسیاری از موارد با دقت نسبتا کاملی شناسایی می‌کردند. این نقشه‌های ارتباطات ذهنی ممکن است در آینده برای پیش‌بینی رفتار و یا برنامه‌های آموزش و پرورش و بهداشت مناسب برای هر فرد به کار گرفته شوند.
 
مغز هر انسان نقشه اتصالات منحصر بفردی را تولید می‌کند و شفاف نمودن این ارتباطات، یک امر پیچیده و مرموز است که دانشمندان علوم اعصاب تازه شروع به درک آن کرده‌اند. این یافته‌ها در مجله Nature منتشر شده است.

منبع : خبرگزاری ایسنا




نوع مطلب :
برچسب ها : هوش، هوش انسان، اسکن مغزی، پیش‌بینی هوش انسان با اسکن مغزی، مغز انسان، دانشگاه ییل،
لینک های مرتبط :





بیشتر افراد از تاثیر مصرف شیر بر سلامت استخوان‌هایشان آگاهی دارند اما پزشکان در مطالعات جدید خود بر فوائد این ماده خوراکی برای مغز نیز تاکید کردند. به گزارش سرویس «سلامت» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، پزشکان در بررسی‌های جدید خود به ارتباط میان مصرف شیر و سطح آنتی اکسیدان گلوتاتیون در مغز افراد بزرگسال دست یافتند.
 
«دبرا سولیوان» یکی از محققان این بررسی اظهار کرد: ماده خوراکی شیر برای سلامت استخوان‌ها و ماهیچه‌ها بسیار حائز اهمیت است. هرچند در این مطالعه جدید مشخص شد این ماده خوراکی می‌تواند بر سلامت مغز نیز تاثیر گذار باشد.
 
در این مطالعه که با حضور 60 نفر انجام گرفت، نوع رژیم غذایی آنان و سپس اسکن مغزی این افراد به منظور کنترل سطح آنتی‌اکسیدان گلوتاتیون بررسی شد.
 
به گزارش ایسنا به نقل از ساینس ورلد ریپرت، محققان مشاهده کردند افرادی که در رژیم غذایی‌شان شیر خوراکی وجود داشت از میزان بیشتری از این آنتی‌اکسیدن در مغز خود برخوردار بودند. این آنتی‌اکسیدان ‌می‌تواند به متوقف ساختن استرس اکسیداتیو و آسیب‌های ناشی از آن کمک می‌کند. استرس اکسیداتیو با بروز بسیاری از بیماری‌ها و اختلالات از جمله بیماری آلزایمر ارتباط دارد.

منبع : خبرگزاری ایسنا




نوع مطلب : سلامت، 
برچسب ها : شیر خوراکی، شیر، فوائد نوشیدن شیر، فوائد شیر، فوائد نوشیدن شیر برای سلامت مغز، فوائد شیر برای مغز،
لینک های مرتبط :





نتایج پژوهش جدید محققان دانشگاه راش حاکی از آن است که حذف لخته عامل سکته شدید در ترکیب با درمان استاندارد، بازیابی جریان خون به مغز را ارتقا بخشیده و ممکن است منجر به نتایج طولانی‌مدت بهتری شود. به گزارش سرویس علمی ایسنا، درمان استاندارد برای سکته مغزی ایسکمیک در سه تا چهار و نیم ساعت اول پس از بروز علائم، فعال‌کننده پلاسمینوژن بافت داخل وریدی (IV tPA) است که لخته خون را حل می‌کند.
 
در طول ترومبکتومی، جراح یک کاتتر را از میان شکافی در کشاله ران بیمار وارد کرده و آن را از میان جریان خون، به مغز می‌فرستد؛ سپس از دستگاه متصل به کاتتر برای گرفتن و حل لخته خون استفاده کرده و آن را با خود از میان شکاف بیرون می‌کشد. درمان IV tPA تنها گزینه تائید شده توسط سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) برای سکته مغزی ایسکمیک است، اما استفاده از ترومبکتومی تنها در کارآزمایی‌های بالینی مجاز است.
 
پژوهش Swift Prime بطور تصادفی بیماران مبتلا به سکته ایسکمیک شدید را به دو گروه تقسیم کرد که گروه اول، تنها درمان IV tPA و گروه دوم، شش ساعت پس از آغاز علائم حمله، ترکیبی از درمان IV tPA و ترومبکتومی را دریافت کردند. در کل تعداد 196 بیمار که شامل 98 بیمار در هر گروه بود، در 39 مرکز آمریکا و کانادا بین دسامبر 2012 تا نوامبر 2014 در این پژوهش شرکت کردند. محققان پس از 90 روز با استفاده از سنجش استاندارد، به ارزیابی سطح ناتوانی هر بیمار پرداختند.
 
این پژوهش نشان داد که بیمارانی که هر دو درمان IV tPA و ترومبکتومی را دریافت کرده بودند، ناتوانی کمتری را در کل دوره سنجش نشان دادند و استقلال عملکرد آن‌ها 60 درصد در مقایسه با 35.5 درصد بیمارانی بود که فقط IV tPA دریافت کرده بودند. محققان همچنین دریافتند که بیمارانی که ترومبکتومی شده بودند، نرخ جریان خونی مغزی بهتری داشتند: 82.8 درصد از این بیماران پس از 27 ساعت از دریافت درمان، 90 درصد جریان خوب بهتری داشتند و در مقابل، جریان خون بیمارانی که تنها IV tPA دریافت کرده بودند، 40.4 درصد ارتقا یافت.
 
به گفته محققان، این یافته‌ها در چگونگی درمان انواع خاص سکته می‌توانند بسیار موثر باشند. نتایج این تحقیق در مجله Medicine منتشر شده است.

منبع : خبرگزاری ایسنا




نوع مطلب :
برچسب ها : سکته مغزی، درمان سکته مغزی، درمان جدید سکته مغزی، درمان سکته مغزی با روش جدید،
لینک های مرتبط :






دانشمندان از کشف مراحل ذهنی در مغز خبر دادند که طی آن مسایل ریاضی حل می شود. به گزارش خبرگزاری مهر، این دستاورد جدید توسط گروهی از دانشمندان دانشگاه کارنگی ملون آمریکا ارایه شده است. آنها از نوعی روش تصویربرداری نورونی استفاده کرده اند که جزئیات مختلف مراحل ذهنی حل یک مسأله ریاضی در مغز را نشان می دهد.
 
این دانشمندان جزئیات مطالعه خود را در ژورنال Psychological Science منتشر کرده اند. آنها دو استراتژی آنالیزی را با یکدیگر ترکیب کرده تا از ام آر آی کاربردی برای تشخیص الگوهای مربوط به فعالیتهای مغزی استفاده کنند. این الگوها با چهار مرحله مختلف حل مسایل ریاضی در مغز در ارتباط تنگاتنگ هستند.
 
جان اندرسون از دانشگاه کارنگی ملون که این مطالعه را انجام داده می گوید: همواره این سؤال برایمان وجود داشت که دانش آموزان چگونه مسایل ریاضی را در ذهنشان تجزیه و تحلیل می کنند تا اینکه از روشهای جدید برای نفوذ به مغز استفاده کردیم.
 
وی ادامه می دهد: اکنون می توانیم بگوییم که دانش آموزی که در کلاس درس نشسته و مشغول حل مسایل ریاضی است این کار را چگونه انجام می دهد.
 
مطالعه اخیر اندرسون و همکارانش بر پایه تصویربرداری مغزی ارایه شده که در آن توالی فرآیندهایی که به «تفکر» منتهی می شوند را روشن می کنند.
در این مطالعه مشخص شده که با ترکیب دو استراتژی آنالیزی موسوم به آنالیز الگوی multivoxel (MVPA) و مدلهای پنهان نیمه مارکوف ( HSMM) می توان پی به اتفاقاتی برد که در مغز در حین حل مسایل مختلف ریاضی روی می دهد.
 
دانشگاه کارنگی ملون آمریکا همواره به واسطه تحقیقاتی که در زمینه علوم عصبی و شناختی انجام می دهد در میان سایر دانشگاههای شاخص دنیا متمایز است.

منبع : خبر گزاری مهر




نوع مطلب :
برچسب ها : مغز انسان، حل مسئله، تماشای مغز انسان، حل مسئله ریاضی، تماشای مغز در حین حل مسائل ریاضی، دانشگاه کارنگی ملون،
لینک های مرتبط :




انتشار آلبوم جدید حافظ ناظری، همچنان موردتوجه محافل موسیقی در داخل و خارج از کشور است. این آلبوم که در ایران با نام «بعد یازدهم» و در خارج از کشور با عنوان «ناگفته» شناخته می‌شود، تنها اثر یک‌هنرمند خاورمیانه است که توانست از سوی بخش موسیقی کلاسیک شرکت سونی منتشر شود و بعد از یک‌ماه در صدر فروش جدول موسیقی کلاسیک دنیا قرار گیرد. همچون دیگر آثار هنری بعد از عرضه این سی‌دی، واکنش‌های مثبت و نقدهایی نسبت به آن صورت گرفت. هوشنگ کامکار، آهنگساز و مدیر گروه موسیقی «کامکار» در یادداشتی که اول‌مرداد سال‌جاری با تیتر «نکاتی درباره سمفونی رومی حافظ ناظری» در روزنامه «شرق» منتشر شد، به بررسی و نقد این اثر و خالق آن پرداخته بود. حافظ ناظری که این روزها در تهران به‌سر می‌برد، با نگارش یادداشتی به اظهارات کامکار پاسخ داده است.

جناب استاد هوشنگ کامکار، در واکنش به نقد شما بر اثر نیمه‌منتشرشده «بعد یازدهم» در ایران، نکاتی را در تنویر افکارعمومی بازگو می‌کنم. هرچند نگارنده سری پرشور دارم و بسیار مشغول فعالیت‌های موسیقی هستم؛ اما با ورودم به تهران و مواجهه با خواست و اصرار بسیاری علاقه‌مندان مبنی‌بر روشن‌کردن محتوای یادداشت شما سرانجام مبادرت به نوشتن این جوابیه کردم.

نخست باید گفت که جای بسی افسوس و اندوه است دیدن چنین نقدی سراسر آکنده از بغض و ناشکیبایی، به‌کارگیری الفاظ تمسخرآمیز و در مواردی توهین‌آمیز آن هم از جانب یک‌استاد و مدرس سالخورده موسیقی که شایسته است سرمشق و الگوی رفتاری و هنری برای نسل‌های جوان و آیندگان این راه باشد... حال پرسش اینجاست که با چنین رویکردی چگونه می‌توان از جامعه موسیقی انتظار مهرورزی و همبستگی داشت آن هم در جغرافیای فرهنگی و سیاسی‌ای که پیکر نحیف این موسیقی هماره دستخوش تاراج و محرومیت‌ها بوده و تاسف‌بار‌تر از آن آفت تفرقه و مصیبت بی‌مهری به یکدیگر که دیرگاهی است دامن هنرمندان موسیقی را گرفته است. با این اوصاف آیا هنوز وقت آن نرسیده است که نقطه پایانی بر این تلخی‌ها بگذاریم؟ آیا در چنین فضایی می‌توان از نسل‌های آینده موسیقی انتظار پایبندی به اخلاق والای هنری و به‌دنبال آن حرکت و آفرینش آثاری ماندگار را داشت؟

البته برویم سراغ نوشته شما که شاید بتوان پاسخ این سوالات را با نگاهی به یادداشت و رویکرد شما جست‌وجو کرد.

بنده در شگفتم که چطور می‌شود در کنار آن همه نکات منفی برشمرده در نوشته جنابعالی که چندین صفحه به درازا کشید، در هیچ جایی حتی یک نکته و امتیاز مثبت کوچک هم در مورد این اثر گفته نشد!... آیا اصلا می‌توان این نوشته را نقد نامید؟! در جایی‌که به فرموده حافظ عیب می‌جمله چو گفتی، هنرش نیز بگو

آیا اثری که دست کم از لحاظ آهنگسازی، نوازندگی و خوانندگی در عین وفاداری به اصول و معیارهای موسیقی شرق و غرب، با بسیاری از آثار شنیده‌شده این سال‌ها متفاوت بوده و بعد از تایید و مورد علاقه قرارگرفتن آهنگسازان بزرگ دنیا مانند جان ویلیامز و جان آدامز (از اعضای هیات ژوری کمپانی سونی) توسط معتبر‌ترین کمپانی موسیقی کلاسیک جهان منتشر شده و سپس به‌عنوان نخستین اثر از خاورمیانه در صدر آثار پرفروش کلاسیک جهان قرار گرفته، در نگاه حضرتعالی حتی یک نکته مثبت هم برای اشاره‌کردن نداشته است؟! یا آنکه گفتنش خللی بر قامت موزون نقد شما می‌نشاند؟! شگفتا!

شما حتی در جایگاه یک‌منتقد، کمی تفحص نکردید تا دریابید طول زمان این اثر ۵۷دقیقه است که تاکنون تنها ۲۸دقیقه از آن در ایران به علت مشکلات کپی‌رایت منتشر شده، موضوعی که بسیاری از مردم هم از آن اطلاع داشتند؛ حال شما که خود را یک منتقد پرمدعا می‌دانید و از همه جزییات، دقایق و فعالیت‌های بنده اعم از مسایل تبلیغاتی، دریافت جوایز، مصاحبه‌ها و ظاهرا ساعت خواب و سایر امور روزمره مطلع هستید، چگونه است که از این موضوع مهم غافل ماندید، درحالی‌که بر آن نقد نوشتید! موضوعی که به‌وضوح در این آلبوم به آن اشاره شده است!... آیا این توهین به شعور جامعه و مخاطب نیست؟! با این اوصاف چگونه می‌توان بر صحت و سلامت این نقد، اعتبار و ارزش نهاد! استاد بزرگ، شکی نیست که میزان فروش یک اثر، دلیلی بر ارزش هنری آن نمی‌تواند باشد، ولی گویا شما متوجه نبوده‌اید که این اثر در جامعه جهانی، بسیار مورد استقبال دیگر ملیت‌ها قرار گرفته که سابقا روی خوشی به آثار برآمده از خاورمیانه نشان نمی‌دادند؛ آیا این نکته برای شما جای تامل نداشت که شاید این موضوع، گواه زبان جهانی این اثر و بیان تاثیرگذاری آن است؟

گمان می‌کنم همین چند نکته مذکور برای حتی یک انسان نابالغ کافی باشد تا دریابد که شما اساسا در این یادداشت به‌دنبال نقد یک اثر موسیقی یا به گفته کذب خودتان راهنمایی یک هنرمند جوان نبوده‌اید بلکه اهداف دیگری داشتید که در اینجا پیشنهاد می‌کنم شما به همان سیاق «سونات باباطاهر عریان» یا «رودکی» که فرمودید، نامی هم بر اسلوب این نوع نگارشتان برگزینید که اگر موسیقی شما معیارهای جهانی‌شدن را نداشت و جریان‌ساز نشد، دست آخر این سبک ادبیات نوشتاری شما برای آیندگان به یادگار بماند.   در مورد موضوع تبلیغ، برمی‌گردم به سال۲۰۰۰ و پس از کنسرت موفقیت‌آمیز کاخ سعدآباد؛ در حالی تصمیم به ترک ایران گرفتم که فرصت‌های بسیاری در برابر داشتم، که در آخر با چشم‌پوشی از همه آن فرصت‌های وسوسه‌انگیز در جست‌وجویی بی‌پایان به نیویورک آمدم، در جایی‌که تقریبا همه‌چیز را از نقطه صفر آغاز کردم و برای هفت‌سال در سکوت مطلق، تنها آموختم.

 امروز پس از گذشت ۱۴سال از آن روز، حتی برای یک اجرا در ایران، روی صحنه نرفته‌ام و جز آلبوم مولویه اثری منتشر نکرده‌ام، چرا؟ آیا پیش از متهم‌کردن بنده هرگز به این فکر کردید که اگر هدف مادی می‌داشتم یا به قول حضرتعالی در جست‌وجوی هیاهو و تبلیغ بودم، در این صورت من هم می‌توانستم در این سال‌ها با اجراها و کنسرت‌های متعدد و با استفاده از همین تبلیغات که انجام نگرفته، کسب شهرت و درآمد‌های آنچنانی کنم؟! پس چرا به این مسیر معمول و ظاهرا معقول کشیده نشدم؟! چون برای مخاطب، ارزش و احترام قایل بودم و به دنبال تکرار مکررات نرفتم، بلکه در اندیشه بازگشت با بیانی متفاوت به جست‌وجوی دانش و تجربه رفتم. بنابراین در طول این ۱۴سال در ایران، نگارنده فقط دو مصاحبه مطبوعاتی داشته و چند گزارش مختصر که آن‌هم توسط خود روزنامه‌نگاران منتشر شده و دیگر هیچ.

با این اوصاف شخص حضرتعالی در این ۱۴سال چند مصاحبه و رونمایی از آثار و کنسرت‌هایتان داشتید؟

استاد عزیز، اگر شبکه‌های جهانی و روزنامه‌های بین‌المللی در مورد کار و فعالیت هنری‌ام گزارش تهیه می‌کنند یا می‌نویسند - که این خود مایه سرافرازی و افتخار نام ایران است و ما خبرش را برای علاقه‌مندان منتشر می‌کنیم - تبلیغ به‌حساب می‌آید؟

آیا مفهوم واژه «تبلیغ» این است که اینگونه بی‌محابا آن را دستمایه تخریب دیگران قرار دهید؛ آن هم در حالی که اخبار مربوط به این جانب حتی در رسانه های رسمی مملکت خودم هم انعکاس خاصی پیدا نمی‌کند؟

 اینجانب با کدام هنرمند مشهور داخلی یا خارجی عکس یادگاری گرفتم و از آن بهره‌برداری کردم؟! که شما به آن اشاره کردید!

دیگر آنکه باید پرسید شما برای کدامین تبلیغ صورت‌نگرفته برای بُعد یازدهم چنین هیاهویی به راه انداخته‌اید و بر من می‌تازید؟! درحالی‌که این اثر جزو معدود آثار موسیقی بوده که حتی یک ریال هم برای تبلیغش در ایران هزینه نشده و قطعا موسسه آوای هنر این واقعیت را تصدیق می‌کند. من در عجبم این‌همه شایعه‌پراکنی برای چیست؟!  و همین‌طور آیا برای جوایزی که در جهت تقدیر به اینجانب اعطا شده است باید تاوانی برای خوشحال‌نبودن شما از این موضوع بپردازم؟! یا هدف تیر ملامت شما باشم؟!

امروز اگر یکی از آثار فاخر حضرت شما برای نخستین‌بار در تاریخ موسیقی ایران در سطح جهانی مورد استقبال و اقبال قرار می‌گرفت و بر صدر می‌نشست، در آن صورت شما چگونه عمل می‌کردید؟ آیا با این روحیه و مناعت طبع، مانند این حقیر تنها به چند یادداشت و اعلام خبر چند خطی در فیس‌بوک که اتفاقا آن‌هم مستقیما نه توسط شخص من بلکه توسط یک تیم اداره می‌شود، اکتفا می‌کردید؟!

و اما نام اثر، که دستاویز و بازیچه دیگری برای شما بود.

شاید نام‌های سمفونی، سوییت و کوارتت برای عده‌ای ناآگاه، به تعبیر شما واژگان دهان‌پرکنی باشند اما در دنیای موسیقی در غرب که بنده در آن زندگی می‌کنم این واژه‌ها نه‌تنها بار سنگینی ندارند بلکه ملال‌آور و تکراری هم به‌نظر می‌آیند؛ به‌عنوان مثال در دانشگاهی که نگارنده در آن تحصیل کرده، موزیسین‌های ۹ و ۱۰ساله‌ای بودند و هستند که به دفعات سمفونی تصنیف کردند، بنابراین این‌جور دغل‌کاری‌ها و عوامفریبی‌ها در جهان پیشرفته غرب، جایی برای خودنمایی ندارد که شما می‌آیید این‌گونه دیدگاه خود را به ماجرا تعمیم می‌دهید که نگارنده به سبب بار سنگین واژه سمفونی و دهان‌پرکنی آن، این اثر را سمفونی رومی نامیده است، اینجا هم، مانند استدلال‌های دیگر شما اشکال از جای دیگر است که به قول مولانا:
پیش چشمت داشتی شیشه کبود / زان سبب عالم کبودت می‌نمود

 جدای از این، بنده پیش‌تر بارهاوبارها اعلام کرده‌ام که نام سمفونی برای این پروژه، از واژه سیمفونیا گرفته شده که به گروهی از موزیسین‌ها که با هم می‌نوازند اطلاق می‌شود و برخلاف استنباط غلط شما، سمفونی رومی نام یک پروژه است نه یک قطعه موسیقی در فرم سمفونی بر اشعار مولانا همین‌طور بُعد یازدهم نام بخش اول پروژه سمفونی رومی است که نسخه انگلیسی این بخش «Untold» نام دارد؛ انتخاب دونام لاتین و فارسی بر این اثر، از آن جهت بوده که غالبا انتقال مفاهیم در ترجمه از یک زبان به زبانی دیگر به‌طور کامل مقدور نیست.  

استاد بزرگ، تا قبل از خواندن توضیحات شما در مورد آنالیز موسیقی این اثر، غالبا با تبسم گفته‌های شما راجع به تبلیغات، نام آلبوم و مانند آن را دنبال کردم، با این نگاه که در نهایت همه ما انسانیم و یک جاهایی ممکن است گرفتار حسادت و تنگ‌نظری شویم... و از آنجا که این‌قبیل حرف‌ها برایم محلی از اعراب ندارد در ابتدا پاسخی بر آن لازم نمی‌دانستم؛ اما با رسیدن به صحبت‌های شما در مورد موسیقی این اثر، از حیرت و افسوس بر حال شما، اشک در چشمانم جمع شد و با تاثر فکر کردم که در این سال‌ها چه بر شما گذشته... و چگونه می‌توان باور کرد که شما حتی توانایی آنالیز موسیقی ساده‌ای چون موسیقی این بنده حقیر را هم نداشته باشید که این قاعدتا برمی‌گردد به زمان دانشگاه و ضعف در تمرینات دیکتیشن که مرتبط به اصول آهنگسازی است... یا آنکه خدای‌ناکرده به سبب بالارفتن سن، گوش موسیقیایی‌تان ضعیف شده و دیگر قادر به آنالیز موسیقی نیستید.


با این شرایط نمی‌دانم چطور تا این حد شجاعت و تهور در نوشتن این یادداشت برای آلوده‌کردن افکارعمومی به خرج دادید که اینجا باید گفت زهی شجاعت استاد!

حال برویم سراغ گفته‌های شما در قسمت موسیقی. در این قسمت شما فرمودید هارمونی نوشته‌شده برای گروه کر کاملا ساده است... جدی می‌فرمایید؟! اساسا هارمونی پیچیده چیست؟! تا آنجا که من در خاطر دارم تمام بخش‌های کرال آثار خود شما یا انیسون است یا از دو خط هارمونی تنال تشکیل شده، درحالی‌که برخلاف گفته شما، در قسمت‌های زیادی از قطعه بعد یازدهم در جهت ایجاد هارمونی‌ای غنی‌تر و متنوع‌تر، گروه کر از چهار قسمت معمول به هشت و حتی 9 قسمت تفکیک شده تا امکان و شرایط بهتری را برای رسیدن به این مقصود فراهم آورد.

 در راستای شفاف‌سازی تحریف شما، پارتیتور قسمتی از قطعه بعد یازدهم در زیر گذاشته شده که فواصل دیسونانس هم به‌سادگی در آن مشخص هستند که حال اگر گوش شما قادر به شنیدن این اصوات نبود امید است چشمان حضرتعالی توانا به دیدن این فواصل باشد.

 در ضمن با فرض پذیرفتن گفته شما در ساده‌بودن این پیکره هارمونی، چه نامی می‌توان برای هارمونی دو خطی آثار کرال شما برگزید؟! (تصویر 1 و 2)


گذشته از اینها بنده کی و در کجا ادعایی در کشف هارمونی جدید داشتم؟ جز آنکه در متن این اثر، توضیح کوتاهی کمتر از یک صفحه در راستای تلاشم در استفاده از هارمونی‌های دیسونانس و تلفیق آن با موسیقی ایرانی داده‌ام...

حال آیا پیش از نقد عملکرد دیگران هرگز به عملکرد شخص خودتان نیز نگاهی داشتید؟ چگونه است که حضرتعالی در یادداشت‌های چندصفحه‌ای بر آثارتان من‌جمله «در گلستانه» از خلاقیت شگفت‌انگیزتان در تصنیف این اثر سخن راندید که مثلا چگونه در نشان‌دادن لغزش مارمولک از پاساژهای ساز سنتور استفاده برده‌اید و یا چگونه انقراض نسل دایناسورها را با ملودی‌های ساز طوبا برای شنونده تصویرسازی کردید... و شگفتی بیشتر آنجاست که تا این میزان به جزییات شاهکارهایتان پرداخته‌اید اما در هیچ‌جایی از این یادداشت حتی اشاره‌ای کوچک هم به نام خالق و به‌وجودآورنده آوازهای ماندگار «در گلستانه» (آب را گل نکنیم...، پشت‌هیچستانم...) نکردید، که البته این حکایت غریبی است از داستان انسان‌هایی که در حین اشتغال به خویشتن خویش، از خود بی‌خبر مانده‌اند و با این حال هیچ ابایی در گذشتن از مرزهای اخلاقی، انصاف و عدالت به خود راه نمی‌دهند و در تخریب وجه و یا ضایع‌کردن حقوق هنری دیگران از هیچ کوششی دریغ نمی‌کنند!

 اما در مورد سه‌تارنوازی بنده فرموده‌اید که تقلیدی از بداهه‌نوازی سیتار راوی شانکار بوده! شگفتا! اولا، این تکنوازی برای سه‌تار از ابتدا تا انتها نت‌به‌نت نوشته و آهنگسازی شده و در سرتاسر قطعه برای گسترش تکنیک این ساز از هارمونی دو و حتی در بسیاری از جاها سه‌لاین استفاده شده که اساسا در موسیقی ایران و هند وجود ندارد! ثانیا، موسیقی راوی شانکار براساس راگاهای هندی بوده و در 99/99درصد موارد کاملا انیسون و تک‌صدایی اجرا شده (جدا از واخوان‌های ساز که هارمونی ایجاد می‌کنند) که همین‌جا باید پرسید کی و کجا در ساز سیتار از آکورد استفاده شده است؟! و همین‌طور نیم‌گام‌ها و فیگورهای کروماتیک؟! آیا شما این موارد ساده را هم نتوانستید تشخیص دهید؟! و عجب‌تر آنکه شما حتی از موسیقی هند هم کاملا بی‌خبر هستید، که نهایتا به اشتباه، چنین مقایسه بی‌اساسی کرده‌اید!


در جهت شفاف‌سازی این تحریف دیگر شما و برای مقایسه‌ای ساده با دیگر آثار چنددهه اخیر سه‌تار، بخشی از پارتیتور قطعه سه‌تار این آلبوم در زیر آمده است. (تصویر 3)


در مورد امید لطفی هم اجازه بدهید به احترام خانواده کامکار صحبتی نکنم، شما و خانواده شما بهتر از هرکسی می‌دانید که آن سی‌دی ایشان و قطعاتش اثر چه‌کسی است و از کجا و چگونه به‌وجود آمده، اما بگذریم.  اما موضوع مادریگال‌ها و دعوی شما... که با فرض درست‌بودنش که البته غلط است، آیا آگاهی و شناخت و به‌فرض تاثیرپذیری نگارنده از تاریخ موسیقی هم از دید حضرتعالی نقطه ضعف به حساب می‌آید؟ مگر مادریگال‌ها بخشی از تاریخ موسیقی تکامل‌یافته کلاسیک نیستند؟ مگر تمامی آهنگسازان بزرگ از گذشتگان تاثیر نگرفتند؟ مگر در آثار موتزارت، ردپای آثار باخ و هایدن وجود ندارد؟ و همین‌طور موتزارت در آثار بتهوون؟ البته شما بفرمایید بتهوون را هم زیر سوال ببرید که چرا از موتزارت بهره برده یا برامس را که از بتهوون تاثیر گرفته و در آخر بیایید نقدی هم بر ایشان بنویسید که فقط از عهده چون شمایی بر می‌آید!

 چون اگر آن نقد شما هم مانند همین نقدتان که با اصرار و تمنا سعی کردید به تمامی دوستان، سایت‌ها و دیگر اعضای خانواده کامکار برای انتشار ارسال کنید، منتشر شود به مثال همین نقدتان دیگربار موجبات سرگرمی و مزاح را برای دوستان اهل‌فن فراهم خواهد کرد.

فرموده‌اید غیر از ذاکر حسین کدام یک از ستارگان جهان در این اثر همکاری داشتند؟ آیا گلن ولز، پدر ساز فرم درامز با داشتن چهارجایزه گرمی، یا مت هیمویتز بهترین سولیست ویولنسل حال حاضر جهان و دارنده ۱۹جایزه جهانی و یا همین‌طور توماس لازرس برنده ۹جایزه گرمی و دیوید فراست که برنده ۱۴جایزه گرمی است، همه این بزرگان در نظر حضرتعالی ستارگان موسیقی جهان به حساب نمی‌آیند؟! خود شما بعد از ۴۰سال فعالیت موسیقیایی، چه عنوان و یا جایزه بین‌المللی برای آثارتان دریافت کرده‌اید که اینگونه در پایین‌آوردن جایگاه موزیسین‌های بزرگ جهان افسانه‌سرایی می‌کنید؟! آیا زیرسوال‌بردن بزرگان موسیقی از جانب کسی که در عرصه جهانی حتی یک‌عنوان یا جایزه کوچک هم دریافت نکرده، خنده‌دار نیست؟!

حال بماند که همکاری دارندگان ۳۸جایزه گرمی در این اثر، در نوع خود یک رکورد به‌حساب می‌آید...  به‌یاد می‌آورید هنگامی که برای نخستین نشست مطبوعاتی اینجانب قدم رنجه فرمودید، در عرایضتان در حضور خبرنگاران چه گفتید؟ گفتید که اگر شما با این دانش و سواد موسیقیایی امروزتان به نیویورک بروید جز شستن ظرف در رستورانها راهی دیگری برای امرار معاش نخواهید داشت! که البته از نظر اینجانب، در آن روز جنابعالی شکسته نفسی فرمودید...  استاد بزرگ پس روشن است که این موزیسین‌های طرازاول باید امتیازها و توانایی‌های ویژه‌ای داشته باشند که در آن کشور به جای شستن ظرف، بارها و بارها معتبرترین جوایز موسیقی جهان را کسب کرده‌اند، بنابراین با دانستن چنین واقعیتی، آخر چه ضرورتی داشت به گفتن این سخنان؟!

و تاسف‌بار‌ترین و شگفت‌انگیز‌ترین قسمت این یادداشت، اینجاست که چگونه می‌شود گوش شما به‌عنوان یک آهنگساز و منتقد پرمدعا حتی توانایی تشخیص و تفکیک صدای ساده قسمت باس گروه کر اینجانب را از موسیقی الکترونیک ندارد؟! آخر من نمی‌دانم دیگر چه می‌توان گفت بر درماندگی این نقدتان که خود بر حال شما گریان است؟ استفاده ساز الکترونیک آنهم در اثری منتشرشده توسط سونی کلاسیک؟! شگفتا!

و به همین منوال در قسمت ارکستراسیون این اثر و رویکرد مدرن نگارنده در استفاده از ساز گنگ (Tam Tam)، دوباره همان تشخیص اعجاب‌انگیز شما که به اشتباه آن را موسیقی الکترونیک دریافتید که این به آن معناست که شما حتی از جریان‌های ابتدایی موسیقی مدرن جهان و مقوله گسترش تکنیک سازها هم به‌کل غافل هستید!

پارتیتور زیر گواه این تشخیص نادرست شماست! (تصویر 4)

 حال با این اوصاف و موارد بی‌پایه و اساسی که در بالا به آنها اشاره شد، چگونه می‌شد از شما انتظار درکی صحیح از شیوه و تکنیک آوازی متفاوت این اثر را داشت که حداقل به هیچ‌کدام از خوانندگان دیگر شبیه نیست، آن هم با آشکاربودن این واقعیت که آواز ایرانی در طول ۴۰سال اخیر رو به تقلید صرف آورده به‌طوری‌که اهل‌فن و اصحاب ذوق نیز بر نزول کیفی این مقوله بسیار مهم موسیقی ایرانی اتفاق‌نظر داشته و دارند.

 استاد گرامی اجرای تحریرهای ریتمیک به این شیوه مستلزم درک فلسفه تحریر و تسلط کافی بر فضای حنجره است که در نتیجه سال‌ها تمرین و ممارست به‌دست می‌آید. از آنجا که جنابعالی از دنیای آواز کاملا بی‌خبر هستید، آیا بایسته و شایسته نبود که پیش از اظهارنظر درمورد بخش آوازی با یکی از کارشناسان موسیقی کلاسیک ایرانی در این مورد مشورت می‌کردید؟ تا اینکه ناآگاهانه به تمسخر این آواها بپردازید و آن را هی‌هی،‌هاها بخوانید؟! غافل از آنکه این آواها تبلور رمزورازگونه‌ای است از احوال آدمی، که هرکدام از آن بر مقصودی دلالت می‌کند... .

 در جهت آگاهی شما لازم است بدانید این واژه‌های آوازی نامش هی‌هی،‌هاها نیست بلکه ادوات تحریر نام دارد؛ حقیقتا عدم شناخت درست شما از آواز ایرانی هم تا این حد، خود جای شگفتی دارد چرا که شما مثلا استاد موسیقی این کشور هستید و طبیعتا از یک استاد انتظار استفاده از ادبیات پسندیده و به‌کار‌گیری ترمینولوژی صحیح هنر موسیقی می‌رود به‌ویژه آنکه این یادداشت مثلا به‌عنوان نقد یک اثر برای انتشار در رسانه‌های سراسری نوشته شده بود!

  و دیگر آنکه چه شد که شما در مورد ساز سه‌تار تکامل‌یافته‌ای که برای نخستین‌بار در این اثر معرفی و استفاده شده، حکم و نظری باریک‌بینانه ندادید؟! ‌سازی که از لحاظ گستره تکنیک، رنگ صدا، وسعت صوتی و قابلیت‌های هارمونیک در اجرای آکوردها امکانات خاصی را برای نوازنده‌ها ایجاد کرده است...، عجب!

جدای از اینها آیا کوشش یک هنرمند جوان در خلق یک فضای بدیع موسیقایی که تصویرها و آواهای کمترنادیده و ناشنیده‌ای را از موسیقی نشان داده و بازگو کرده آنهم برای نخستین‌بار به‌تنهایی در سه زمینه اصلی موسیقی یعنی آهنگسازی، خوانندگی و نوازندگی در یک اثر، از نظرگاه بلند جنابعالی جای هیچ نوع تحسین یا توجهی نداشت؟

 البته جای تعجب نیست که ذره‌ای توجه شما به این مسایل جلب نشد، چرا که شما را در راستای مقصودتان در این نقد بی‌پایه و اساس یاری نمی‌رساند و به‌ناچار با سکوت از کنار این نکات باید می‌گذشتید... .

ضمنا جا دارد همین‌جا از شما سپاسگزاری کنم از اینکه به خاطرم آوردید که ما در قرن21 زندگی می‌کنیم نه قرن بیستم!   

که این‌هم خود نشان دیگری از عدم اطلاع کافی شما از موسیقی معاصر در مبحث «هارمونی قرن بیستم» است که اینجانب در یادداشت نوشته‌شده بر بعد یازدهم به آن اشاره کردم، مقوله‌ای که در بین آهنگسازان امروز جهان عمدتا برمی‌گردد به زبان هارمونی‌ای که از اواخر قرن19 تا اواسط قرن20 توسط استراوینسکی، بلا بارتوک و شوئنبرگ به تکامل و بلوغ رسید و عجبا که حضرتعالی به اشتباه گمان بردید بنده بعد از ۱۴سال زندگی در نیویورک حتی نمی‌دانم که ما در چه قرنی زندگی می‌کنیم در صورتی‌که شما حتی متوجه مفهوم این اصطلاح هم نشدید. با وجود آنکه کتابش را ترجمه کردید؛ که این شبهه و ابهام را به ذهن خطور می‌دهد که واقعا آیا خود شما آن کتاب مذکور را ترجمه کردید درحالی‌که حتی مفهوم نامش را هم نمی‌دانید!

حال با همه این اشکالات آمده در یادداشت شما، آیا بهتر نمی‌بود پیش از نوشتن آن اندکی تامل می‌کردید تا اینکه چنین اعتبار و جایگاه خود را تنزل دهید؟! استاد بیایید دیگر مردم را هم از این بازی‌ها و حدیث‌نفس‌گفتن‌ها رها کنید و کمی آسوده باشید و به‌جای هدردادن زمان ارزشمند خود و دیگران با چنین یادداشت‌هایی لااقل به مطالعه بیشتر کتاب‌ها و آثار مرتبط با ارکستراسیون و هارمونی معاصر بپردازید که در نقدهای آینده قطعا به کمکتان خواهد آمد.

بالاخره شما در طی دوران فعالیت هنری‌تان زمانی هم یک اثر ارزنده به نام «درگلستانه» را هم ساخته‌اید و شاید همان برای کارنامه هنری شما کافی باشد. هرچند این نکته بسیار جای تامل دارد که چگونه است که در دیگر آثار شما که استاد شهرام ناظری در آن حضور و همکاری نداشتند، شما دیگر هیچ‌گاه نتوانستید اثری در قواره «درگلستانه» خلق کنید! همان شهرام ناظری که شما در این نوشته بیماری که قصد داشتید در رسانه‌های سراسری ایران منتشر شود حداقل به خودتان زحمت ندادید که در جهت رعایت آداب و اصول هنری در خواندنش از واژگانی شایسته یک هنرمند طراز اول موسیقی مانند استاد شهرام ناظری یا آقای ناظری، یا حتی به جهت صمیمیت شهرام عزیز یا دست آخر شهرام‌جان خطابش کنید!... .

و دوباره باید گفت‌: ای‌کاش شما به‌عنوان یک استاد صلاحیت نوشتن نقد اصولی و بی‌طرفانه بر این اثر را نشان می‌دادید تا من از شما لطایف و ظرایف اخلاق و موسیقی می‌آموختم، ولی افسوس که به‌جای آن با انتشار این یادداشت که سراسر مملو از اشتباه، توهین و افترا بود پیش آمدید و از روی رندی برای موجه‌نشان‌دادن تاخت‌وتازتان، در ابتدای یادداشت فرمودید که با چنین نقدی قصد داشتید کار و شخصیت هنری حافظ ناظری جوان را اصلاح کنید تا موجبات پیشرفت و ترقی وی را فراهم آورید... اما‌ ای‌کاش لااقل در صحت این نیت خیرخواهانه و در جهت گمراه‌کردن مردم در انتهای نقدتان به اشتباه نفرموده بودید که با دیدن مصاحبه‌های نگارنده ناگهان بر شما وحی آمد که این نقد را پس از چهارماه منتشر کنید که این گفته حتی برای یک انسان نابالغ هم جای شکی باقی نمی‌گذارد که این حسادت و تنگ‌نظری شما بود که سبب شد اقدام به انتشار این یادداشت کنید، نه راهنمایی و نگرانی از آینده ناظری جوان!

اما نهایتا ناراحتی شما را می‌شود به آسانی درک کرد، چه‌بسا شما در زندگی به‌عنوان یک موسیقیدان کلاسیک آرزوهای بزرگ بردل‌مانده‌ای داشته‌اید، مانند همکاری با معتبرترین کمپانی موسیقی کلاسیک جهان، اجرای کنسرت در شناخته‌شده‌ترین سالن‌های موسیقی جهان، قرارگرفتن آثارتان در صدر آثار موسیقی کلاسیک جهان، همکاری با بزرگان موسیقی جهان، جوایز بین‌المللی و دعوت به مصاحبه در مهم‌ترین رسانه‌های جهان... که این حقیر به نمایندگی از ایران و ایرانی که خود را مرهون ایشان می‌دانم در اوان جوانی کم‌و‌بیش به آنها رسیده‌ام... .

 استاد عزیز، من صمیمانه شما و خانواده کامکار را دوست دارم و همه از ارادت من به خانواده کامکارها و به‌خصوص شخص شما مطلع هستند؛ درجایی‌که پس از ۹سال دوری از ایران تنها دوروز می‌توانستم در تهران حضور داشته باشم، پس از شنیدن خبر کسالت استاد بیژن کامکار به‌جای دیدار بستگان و دوستان و در کمال خستگی ناشی از سفر ترجیح دادم در همان روز نخست به‌همراه پدر به عیادت ایشان بروم تا جویای احوالشان شوم، که ‌ای‌کاش منش و اخلاق این بزرگوار الگویی برای دیگران نیز می‌شد... .

در هر صورت لازم است اشاره کنم که در کمال بی‌میلی مبادرت به نوشتن این جوابیه کردم و پس از اتمام آن بارها به‌خاطر ملاحظه و حرمت جایگاه یک استاد پیشکسوت به تامل نشستم به‌طوری‌که چندین‌بار حتی از انتشار این جوابیه منصرف شدم، اما نهایتا انتشار آن را به‌عنوان یک وظیفه ضروری یافتم، حقیقتا نه به‌خاطر شخص خودم بلکه به‌خاطر جوانان باذوق‌واستعدادی که بدون داشتن هیچ پشتوانه معنوی و مادی در جهت رشد و آینده این موسیقی شب‌وروز در تلاش و تکاپو هستند، چراکه عجیب نخواهد بود اگر شما در دفعات بعدی با شایعه‌پراکنی و آلوده‌کردن افکارعمومی در نقدهایی اینچنین مسبب سرخوردگی و انحراف این جوانان بی‌پشتوانه شوید که شاید در روزی نه‌چندان‌دور بتوانند گامی بزرگ و جریان‌ساز در راه تعالی هنر موسیقی این سرزمین بردارند.

حضرت استاد، موسیقی ایران نیازی به پدرخوانده ندارد. به‌عنوان سخن آخر باید بگویم که بروید امیدوار باشید که خدای‌ناکرده این اثر ساده حقیر بیش از این مورد اقبال و استقبال جهانیان و مراکز هنری بین‌المللی قرار نگیرد که در آن صورت مقصود و نیت شما بیشتر از این هم برای مردم آشکار خواهد شد که چگونه از اعتماد مردم به نام خانوادگی‌تان در بی‌ارزش‌نشان‌دادن کوشش‌های شبانه‌روزی دیگران در مرهم‌نهادن بر درد آرزوهای بردل‌مانده خود سوء استفاده می‌کنید... .

صمیمانه امیدوارم این جوابیه تلنگری در به‌هوش‌آمدن شما از این خیالات باطل باشد و قدمی سازنده در جلوگیری از نفرت‌پراکنی‌های بیشتر شما در آینده... که: هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش / باز جوید روزگار وصل خویش (مولانا). به امید آن روز که خورشید مهر و دوستی از قلب هنرمندان این مرزوبوم در آسمان هنر ایران طلوع کند.
عضو کوچکی از خانواده موسیقی ایران، حافظ ناظری




نوع مطلب :
برچسب ها : حافظ ناظری، هوشنگ کامکار، انتقاد هوشنگ کامکار، انتقاد هوشنگ کامکار به حافظ ناظری،
لینک های مرتبط :




انتقاد به حافظ ناظری به قلم هوشنگ کامکار

شاید بعضی‌ها به من ایراد بگیرند که چرا به اثر جدید حافظ ناظری با عنوان «سمفونی رومی» پرداخته‌ام ولی اگر آن‌همه تبلیغ و ستایش و مراسم باشکوه و تبلیغ وسیع در رسانه‌ها و سایت‌های مجازی داخلی و خارجی انجام نمی‌شد، این اثر نیز همانند کارهای دیگری که جوان‌ها به‌خوبی انجام می‌دهند، می‌توانست پذیرفته و در فروشگاه‌ها و حتی سوپرمارکت‌ها هم ارایه شود و اشکالی هم نداشت و ایرادی به آن نبود.

با احترام خاصی که برای شهرام ناظری، خواننده پرآوازه ایران قایلم و با سپاس از کارهای زیبایی که در موسیقی ایران همچون گل صدبرگ، آتشی در نیستان، در گلستانه، چاوش‌ها و... خوانده است، ولی اخیرا متاسفانه فرزندش، حافظ از روی لجبازی و رقابت بی‌مورد با دیگران، کارهایی انجام می‌دهد که همه مردم متوجه این مسابقه شده‌اند چراکه فقط برای مقابله با همدیگر است نه برای ارتقای فرهنگ موسیقی... .
مثلا حافظ در مرتفع‌ترین نقطه آسمان تهران (برج میلاد) با دعوت از آهنگسازان و موسیقیدانان برجسته، مراسم رونمایی برگزار می‌کند و همه تحت‌تاثیر آن میهمانی مجلل در تحلیل اثر، سکوت یا به‌نوعی تعریف می‌کنند و برخی نیز در تالار وحدت و با فراخوان گسترده و با دعوت از هزاران چهره موسیقی و سینمایی، در صورتی‌که هنرمند باید در وهله اول به خود هنر موسیقی و جنبه‌های تکنیکی آن بیندیشد و اهمیت دهد نه به مسایل جانبی و تبلیغی و چسبیدن به هنرمندان مشهور داخلی و خارجی و گرفتن عکس‌های یادگاری و...! ابتدا باید تاکید کنم هدف اصلی من از این نوشته بیشتر برای اصلاح و پیشرفت کار و شخصیت هنری حافظ است که از جوانان بااستعداد به شمار می‌رود و پدرش برای او هزینه‌های زیادی- چه مادی و معنوی- صرف کرده است و من نیز دوستش دارم و امیدوارم در مسیر و راهی که در زندگی‌اش انتخاب کرده است، هرچه‌بیشتر و بهتر مدارج ترقی و اعتلا را طی کند و اصول موسیقی را یاد بگیرد تا بر دانش موسیقیایی او افزوده شود و توامان از فعالیت‌های تبلیغی صرف بپرهیزد زیرا درختی که بارش بیشتر است، سربه‌زیرتر است. اما اصل مطلب؛ بالاخره بعد از چند سال تبلیغ و اطلاع‌رسانی مکرر و رونمایی بدون انتشار در چند سال گذشته، اثر موردنظر، منتشر شد ولی واقعا تا این لحظه ما نفهمیدیم نام واقعی آن چیست. در آمریکا ناگفته در ایران بعد یازدهم «سمفونی رومی» چرا این همه نام‌گذاری؟ آیا در چین و ژاپن چنین نام‌هایی وجود دارد؟! اولین پرسشی که در ذهن مخاطب مطرح می‌شود، این است آیا از واژه «سمفونی» برای بزرگ نشان‌دادن اثر استفاده شده است؟ حافظ در بروشور سی‌دی گفته بود که از واژه «سمفونی» برای نشان‌دادن سمبل غرب و از واژه «رومی» برای نشان‌دادن سمبل شرق استفاده کرده است، اگر اینگونه است آیا مثلا «سونات باباطاهر عریان» یا «کوآرتت رودکی» همین مضمون را نمی‌رساند؟ یا اینکه اساسا چرا اسم فارسی «پیوند شرق و غرب» نگذاشتید؟ این سوال و ذکر این نکته برای این است که در واقع محتوا و کلیت این اثر نه نشانی از فرم سمفونی دارد و نه نشانی از افکار و آثار مولانا، بلکه صرفا برای بزرگ جلوه‌دادن کار است زیرا لغت سمفونی بیشتر دهن‌پرکن است! موضوع بعد و سوال دیگر این است که واقعا هدف از این‌همه تعریف و تمجید از خود -که امری مذموم است- چیست؟ در این روزها و در رسانه‌های مختلف مکتوب و تصویری مدام از مسایلی نظیر اجرا در سالن‌های مهم دنیا، همکاری با نوازندگان برجسته جهان، استفاده از استودیوهای مهم، نام‌گذاری روز حافظ ناظری؛ جایزه خلاقیت از VCLA و جایزه Irvine، پدیده‌ای تازه در موسیقی کلاسیک جهان و خاورمیانه، پدیده عجایب فرهنگ جهان و... صحبت می‌شود! آیا واقعا موسیقی کلاسیک جهان را می‌دانید. کدام‌یک از آهنگسازان بزرگ دنیا تاکنون اینقدر از خود و از آثارشان تعریف کرده‌اند؟ آیا اثری که تولیدشده این‌همه‌ اهمیت دارد یا اینها فقط تبلیغات نادرست و بدون محتواست؟
آیا نوشتن این اثر آنقدر پیچیده و مشکل است که فقط نوازندگان خارجی می‌توانند این چند آکورد کشیده ساده را بنوازند؟ کدام ستارگان جهان؟... غیر از ذاکر حسین که او هم ١٢سال پیش با اردوان کامکار همکاری داشت و البته هیچ تبلیغی هم برای آن نکرد کدام‌یک سولیست جهانی است؟ مگر هر کسی در خارج باشد لزوما نوازنده خوبی است و بر نوازندگان ایرانی ارجحیت دارد. در جلد سی‌دی گفته‌اید از آن روزی که خارج رفته‌اید شروع به نوشتن کرده‌اید و ١٠سال طول کشیده است که این سی‌دی را تولید کنید؛ یعنی ٢٠دقیقه تکنوازی و تکخوانی روی چند آکورد ساده و ریتم آرام و تکرارهای هزارباره یک اوستیناتو ساده که بسیار هم خسته‌کننده است، این‌‌همه سال طول کشید؟! اگر چنین است، باید پرسید آیا برای بقیه کارهای این پروژه ٤٠سال دیگر وقت لازم است؟  در این اثر گفته‌اید پروژه حافظ ترکیب موسیقی ایران و کلاسیک غرب است. کدام موسیقی ایرانی و کدام موسیقی غربی؟ اساسا بداهه‌نوازی ذاکر حسین و بداهه‌خوانی شهرام ناظری چه ارتباطی به آهنگسازی شما دارد؟ وانگهی ملودی‌های سه‌تار کاملا تقلیدی از بداهه‌نوازی سیتار راوی شانکار هندی است و هیچ نشانی از موسیقی ایران در آن نیست... باند ٥ آن کاملا تقلیدی سطحی از مادریگال‌های کمدی ایتالیایی قرون ١٤ و ١٥ با هارمونی بسیار ساده است. کدام هارمونی دیسونانس و مدرن و آوانگاردی را به کار برده‌اید؟ تحریرها همگی تقلیدی از مادریگال‌هاست. کدام مدولاسیون‌های پیچیده و نامتعارف در آن به کار رفته است؟ همه می‌دانیم اینگونه خواندن را قبلا محسن نامجو معرفی کرده که به عقیده من آن هم کار بی‌هویتی است. گفته‌اید نکته قابل تامل سرعت‌گرفتن تحریر است که من فکر نمی‌کنم پرسرعت‌بودن تحریر کار خلاقانه‌ای باشد خیلی از خوانندگان قدیم تحریرهای ریز و تند داشته‌اند. اما در مورد آواز و یکی از ویژگی‌های مهم این اثر گفته‌اید حتی یک لغت در آن استفاده نشده و همگی تحریر است. اما مثل اینکه باند ٨ را خودتان گوش نکرده‌اید؟ شهرام شعر می‌خواند. اما به‌راستی چرا اسم شاعر در قطعه باکلام مشخص نیست و در جلد کار مشخص‌ نشده که چه کسی است؟ شاید نام شاعر مثل نام خارجی‌ها دهن‌پرکن نبوده. گفته‌اید برای اولین‌بار آواز ایرانی مثل یک ساز است، قبلا این کار را خوانندگان دیگری هم انجام داده‌اند ولی با این وصف چه لزومی دارد صدای انسان که اهمیتش همراه‌بودن با مفاهیم اشعار است، به‌جای ساز فاگوت یا ویلنسل استفاده شود.
در این اثر کدام گام پنتاتونیک کروماتیک و دیسونانس به‌کار رفته است (چند نت پشت سر هم کروماتیک آن‌هم گاهی که نشد گام) کدام نزدیکی به موسیقی کلاسیک قرن بیستم (البته جهت یادآوری، اکنون قرن بیست‌ویکم است). از نام خیلی نادرست و بی‌مسمای «سمفونی رومی» و «ناگفته» بگذریم برای آن اثر نام دیگری اعلام کرده‌اید به نام «بُعد یازدهم» (چرا توضیح نداده‌اید چرا بُعد هجدهم نباشد) که اثر شماره یک پروژه سمفونی رومی است (پروژه سمفونی رومی یعنی چه آیا تا به‌حال نوشته‌اید یا اینکه فقط شماره یک را تصنیف کرده‌اید و ٤٠ یا ٥٠سال دیگر کل پروژه نوشته می‌شود).
حال می‌پذیرم که بعد یازدهم قسمتی از این پروژه است که خود بعد یازدهم در ٧ موومان یعنی سمبل هفت‌شهر عشق است، آیا خودتان سی‌دی را گوش کرده‌اید که ترک ٨ هم دارد پس هشت‌شهر عشق بهتر نیست؟ تازه گفته‌اید بُعد یازدهم در چهارفصل نوشته شده و چون فکر می‌کنم حتی دوفصل دیگر هم نوشته نشده، فقط فصل دو و سه آن در مدت آن‌هم ٢٠دقیقه ارایه شده، البته شاید بگویید نوشته شده ولی در سی‌دی جای نمی‌گرفت که می‌توانستید آن را در دو سی‌دی منتشر کنید چرا فقط فصل دو و سه. حافظ عزیز این‌همه نکات ضدونقیض برای چیست.
شما بُعد یازدهم را سویت نام برده‌اید آیا می‌دانید سویت یعنی چه و چرا نام خارجی را انتخاب کرده‌اید؟ (سویت یعنی چند رقص مختلف پشت‌سرهم با تمپوهای متفاوت که در دوره باروک مرسوم شد) آیا سویت هم سمبل آسیا یا خاور دور است؟ یا برای اهمیت‌دادن و به‌کارگیری نام‌های خارجی است؟
اما اجازه دهید بیشتر به سی‌دی و قطعات آن بپردازیم:
باند ١- «طلب»: هارمونی بسیار ساده در کر، زهی‌ها ساده یک ملودی ابتدایی یا هه هه هه هی هی چه ربطی به طلب دارد؟
باند ٢- عشق: نت‌های کشیده الکترونیکی، تکنوازی سه‌تار و همراهی تابلای ذاکر حسین که در واقع بداهه‌نوازی است و ربطی به آهنگسازی ندارد، کس دیگر نوازندگی کرده است.
باند ٣- ادراک: تکرار سه‌تارنوازی و تابلا... در اینجا تکنیک فلاژوله سه‌تار و فیگورهایی سریع به گوش می‌رسد که قبلا توسط خیلی‌ها اجرا شده است؛ به عنوان مثال امید لطفی بیش از هشت‌سال پیش در اثر «گاه» (انتشارات باربد) قطعاتی را در این زمینه اجرا کرده است؛ البته نه با تاثیرپذیری از موسیقی هندی راوی شانکار!
باند ٤- «رهایی»: گروه کر بسیار ساده، صداهای الکترونیکی احاطه دارند، نت‌های بسیار ساده کشید، باز سلو سه‌تار و تابلا، در اینجا یک‌بار دیگر باید گفت اصولا بداهه‌نوازی تابلای ذاکر حسین چه ربطی به آهنگسازی حافظ دارد؟ ضرب‌المثلی معروف است که می‌گوید: من آنم که رستم بود پهلوان!
باند ٥- «یگانگی»: کاملا تقلیدی سطحی از مادریگال‌های کمدی قرون ١٤ و ١٥ ایتالیایی، هارمونی بسیار ساده مدال (نه هارمونی دیسونانس و قرن بیستم). ملودی ساده گاهی چند فلاژوله ساده ساز زهی، جالب است که موسیقی باندها هیچ‌گونه ارتباط حسی و مفهومی با نام‌گذاری ندارد، اینگونه تحریرها را محسن نامجو به شکل خاص‌تری ارایه داده که فکر نمی‌کنم زیاد موضوع جدی و ارزش هنری داشته باشد.
باند ٦- «حیرت»: همان ملودی‌های قبل است که بارها تکرار می‌شود. من متوجه شدم کل اثر یک قطعه بوده و به‌طور ناشیانه‌ای قطعه‌قطعه شده و به چندین باند با نام‌گذاری بی‌مورد درآمده، چون اگر دقت کنید انتهای هر باند ادیت مشخص است که بریده شده و صدای اکو قطع می‌شود. اصولا این نام هیچ‌گونه توجیه و ربطی به موسیقی ندارد.
باند ٧- «عدم مطلق»: این قطعه هم وضعیتی مشابه قطعات قبلی دارد و تکرار‌های همان اوستیناتو است.
باند ٨- «زندگی»: چرا هشت؟ و چرا این قطعه شعر دارد، همان ملودی‌های قبلی در گروه کر بسیار ساده یا هه‌هه‌های‌های که ٢٠٠بار بیشتر تکرار می‌شوند که بسیار خسته‌کننده است و شهرام روی آنها بداهه‌خوانی کرده که البته ملودی‌ها نیز جذابیتی ندارند و نشانی از آواز به فرم موسیقی ما در آن نیست. البته شاید مهم نباشد که نشانی از موسیقی ما ندارد، ولی ملودی‌ها هم فاقد جذابیت و زیبایی‌اند. در ضمن بسیاری از کلمات چندین‌بار پشت‌سرهم بدون دلیل خاص تکرار می‌شوند که خود شهرام هم تا آنجا که می‌دانم این تکرارهای بی‌مورد را دوست ندارد.
امیدوارم حافظ این نکات را اگر قبول دارد در آینده رعایت و با دقت بیشتری در مورد کارهایش صحبت و تبلیغات کند. اگر موسیقی حرفی برای گفتن داشته باشد، لازم به تبلیغات زیاد از حد و بی‌مورد نیست زیرا اینگونه تبلیغات در واقع به نفع هنرمند نیست و توقع مردم از او خیلی بالا می‌رود. البته تبلیغ در حد کار و معرفی آن بد نیست.
حافظ‌جان! حتما شهرام، پدر گرامی‌تان یادش هست که در گذشته خوانندگانی بودند که صفحات و نوارهایشان فروش میلیونی در هر روز را داشت ولی فروش زیاد الزاما نشان هنری‌بودن نیست. جهت اطلاع این نوشته را حدود چهارماه پیش تهیه کردم و به شهرام دادم که بخواند ولی به دلایلی منتشر نکردم اما با دیدن مصاحبه تلویزیونی چند روز پیش شما فکر کردم بهتر است چاپ شود تا شما هم مطالعه کنید.






نوع مطلب :
برچسب ها : هوشنگ کامکار، انتقاد هوشنگ کامکار، انتقاد به حافظ ناظری، حافظ ناظری، انتقاد هوشنگ کامکار به حافظ ناظری،
لینک های مرتبط :




تدریس خصوصی المپیاد ریاضی (IMO)



برگزاری کلاس های پیشرفته به منظور آمادگی برای المپیاد ریاضی 

تدریس روش های متفاوت برای حل مسائل

آموزش روش های استدلال کردن و رسیدن از فرض مسئله به حکم 

تدریس تمامی مباحث المپیاد ( ترکیبیات ، جبر ، هندسه ، نظریه اعداد ، حسابان ، آنالیز ، گراف )

آموزش روش های حل مسئله از طریق مسئله

تدریس روش هایی در حل مسئله که در هیچ کتابی یافت نمی شوند

استفاده از تجربه ریاضیدانان روس و کانادایی در حل مسائل

برنامه ریزی دقیق و منظم به منظور شکوفایی استعدادهای خلاق

کسب موفقیت و راهیابی به تیم 40 نفره


تلفن گویا :

026-32733340 ( کرج )

تلفن های همراه :

09389920030

09193017528




ادامه مطلب


نوع مطلب : تدریس خصوصی ریاضی، 
برچسب ها : المپیاد، تدریس خصوصی المپیاد، تدریس خصوصی، کیوان عباس زاده، تدریس المپیاد ریاضی، تدریس خصوصی المپیاد ریاضی،
لینک های مرتبط :








نوع مطلب :
برچسب ها : آلمان، تیم آلمان، فوتبال آلمان، تیم ملی آلمان، تیم ملی فوتبال آلمان،
لینک های مرتبط :




به گزارش "ورزش سه"، او در این دیدار نه تنها یک گل زد و یک پاس گل داد، بلکه با 8 دریبل موفق، عملکرد خوبی در فاز هجومی داشت و به همین دلیل، به عنوان بهترین بازیکن میدان انتخاب شد.

 





نوع مطلب :
برچسب ها : دراکسلر، آلمان، تیم ملی آلمان، یورو، یورو 2016، آلمان و اسلواکی، بهترین بازیکن آلمان- اسلواکی،
لینک های مرتبط :




به گزارش "ورزش سه"، شاگردان یواخیم لوو در این دیدار کاملا برتر از حریف نشان دادند و با یک پیروزی پرگل، جواز حضور در مرحله بعد را به دست آوردند؛ جایی که باید مقابل برنده دیدار اسپانیا-ایتالیا روبرو شوند.

مطبق انتظار ژرمن‌ها کار را هجومی آغاز کرده و در نخستین دقایق بازی به یک ضربه آزاد رسیدند. هکتور این توپ را از سمت چپ به میانه میدان سانتر کرد اما کاپیتان حریف از راه رسید و این فرصت را از شاگردان لوو گرفت. آنها بار دیگر دقیقه 7 صاحب یک ضربه آزاد شدند؛ سانتر بی‌نقص کروس به خدیرا رسید و این هافبک تونسی-آلمانی با یک ضربه سر نخستین شوت ژرمن‌ها را به چارچوب دروازه اسلوواکی زد اما دروازه‌بان آنها با نوک انگشت این توپ را از زیر طاق دروازه در آورد.

کرنری که برای آلمان به دست آمد را مطابق معمول کروس ارسال کرد؛ توپ بعد از دخالت اسلوواک‌ها به بیرون از محوطه جریمه منحرف شد اما آنجا بواتنگ آماده ایستاده بود و با یک شلیک محکم گل برتری را برای آلمان ثبت کرد.

 

 

 

بعد از این گل باز هم ژرمن‌ها مالک توپ و میدان بودند و دقیقه 13 به علت خطای مدافعان حریف روی گومز به یک ضربه پنالتی دست پیدا کردند. اوزیل پشت این ضربه ایستاد اما توپ را درست به جایی زد که دروازه‌بان حریف حرکت کرده بود و در نتیجه این فرصت برای ژرمن‌ها از دست رفت.

 

 

 

بالاخره دقیقه 19 اسلوواکی هم به یک فرصت خطرناک دست یافت اما هوملس توانست ضربه مستقیم مهاجمان حریف را پیش از آنکه وارد دروازه شود دور کند. ده دقیقه بعد سانتر اوزیل روی سر مولر چیزی نمانده بود گل دوم آلمان را در پی داشته باشد اما توپ درست برای او جفت و جور نشد. دقیقه 38 پاس رو به عقب هکتور برای نویر این دروازه‌بان را در شرایطی که یکی از بازیکنان اسلوواکی به او نزدیک می‌شد به دردسر انداخت اما توانست با هوشیاری خطر را رفع کند. دو دقیقه مانده بود تا نیمه اول به پایان برسد که ماریو گومز روی پاس عالی دراکسلر توانست با یک بغل پای هوشمندانه گل بعدی را هم برای آلمان بزند تا این نیمه با برتری 2 بر 0 ژرمن‌ها به پایان برسد.

 

 

 

با شروع نیمه دوم از تب و تاب بازی کاسته شده بود و آلمان بیشتر به حفظ توپ تمایل داشت. این شرایط آزادی عمل بیشتری برای اسلوواکی فراهم کرد تا به دومین فرصت گلزنی خود دست پیدا کند اما ضربه مهاجم این تیم توسط نویر دفع شد. دقیقه 54 یک ضربه آزاد هم برای آنها گرفته شد اما توپ با دخالت هوملس به بیرون رفت. در ادامه باز هم بازی دست ژرمن‌ها افتاد.

دقیقه 63 کرنر ارسالی کروس را هوملس با ضربه سر به جولیان دراکسلر  پاس داد و این بازیکن با یک ضربه استثنایی دروازه‌بان اسلوواکی را برای سومین بار وادار به تسلیم شدن کرد.

 

 

 

 

بعد از این گل لوو دو تعویض انجام داد و هوودس و پودولسکی را به ترتیب به جای بواتنگ و دراکسلر وارد زمین کرد. دقیقه 80 پولدی در اولین حرکت خود فرصت داشت تا آلمان را باز هم به گل برساند اما در شرایطی که با دروازه‌بان اسلوواکی تقریبا تک به تک شده بود پرچم کمک داور به نشانه آفساید بالا رفت. بازی با حملات شاگردان لوو ادامه داشت و آنها دقیقه 91 یکبار دیگر دروازه اسلوواکی را تهدید کردند اما اینبار دروازه‌بان آنها با واکنشی خوب اجازه نداد گل چهارم نیز به ثبت برسد و در نهایت آلمان با نتیجه 3 بر 0 پیروز این دیدار و راهی مرحله یک‌چهارم نهایی شد.





نوع مطلب :
برچسب ها : یورو، یورو 2016، آلمان، آلمان و اسلواکی، نتیجه بازی آلمان و اسلواکی، جام ملت های اروپا، تیم ملی آلمان،
لینک های مرتبط :




بواتنگ

قهرمان جهان با برتری نیمه اول بازی مرحله یک هشتم نهایی یورو ۲۰۱۶ را به اتمام رساند.

به گزازش خبرگزاری تسنیم، تیم ملی آلمان با برتری 2  بر صفر، نیمه اول بازی با اسلواکی در شب دوم مرحله یک هشتم نهایی رقابت‌های یورو 2016 را به پایان رساند.

 گل‌های قهرمان جهان توسط  ژروم بواتنگ در دقیقه 8 و ماریو گومز در دقیقه 43 به‌ثمر رسید و اوزیل هم در دقیقه 13 یک ضربه پنالتی را برای این تیم از دست داد.





نوع مطلب : اخبار داغ، 
برچسب ها : آلمان، تیم ملی آلمان، اسلواکی، آلمان و اسلواکی، یورو، یورو 2016،
لینک های مرتبط :




به گزارش "ورزش سه"، ترکیب اصلی دو تیم به شرح زیر اعلام شده است:

 

 

اسلواکی: کوژاچیک، پکاریک، اشکرتل، دوریکا، گیومبر، هروسوفسکی، اسکرینیار، همشیک، کوچکا، وایس، دوریس

 

آلمان: نویر، کیمیچ، بواتنگ، هوملس، هکتور، کروس، خدیرا، مولر، اوزیل، دراکسلر، گومز





نوع مطلب :
برچسب ها : آلمان، تیم ملی آلمان، ترکیب اصلی آلمان و اسلواکی، اسلواکی،
لینک های مرتبط :





شهادت امیرالمومنین حضرت علی (ع) 

بر شیعیان جهان تسلیت باد 




نوع مطلب :
برچسب ها : حضرت علی، شهادت حضرت علی، علی (ع)، شهادت علی (ع)، شهادت حضرت علی (ع)، پیام تسلیت، پیام تسلیت شهادت حضرت علی،
لینک های مرتبط :




(هركی نخونه از دستش رفته واقعا از دستش رفته)






روزی پیامبر اکرم به خانه حضرت زهرا آمدند . حضرت علی و حسنین (صلوات الله علیهم اجمعین) هم در خانه حضور داشتند .
پیامبر خطاب به اهل بیت خود فرمودند :
چه میوه ای از میوه های بهشتی میل دارید بمن بگوئید تا به جبرائیل بگویم از بهشت برایتان بیاورد.
امام حسین که در آن روزگار در سنین کودکی بودند از بقیه اهل خانواده سبقت گرفتند. رفتند در دامن رسول خدا نشستند و عرضه داشتند :
پدر جان به جبرائیل بگوئید از خرماهای بهشتی برای ما بیاورد .
و حضرت رسول اکرم هم به خواسته حسین خود جامه عمل پوشانیدند و به جبرئیل دستور دادند یک طبق از خرماهای بهشتی برای اهل بیت بیاورد.
مدتی نگذشت که جبرائیل یک طبق خرمای بهشتی را آورده و در حجره حضرت زهرا سلام الله علیها گذاشت.
پیامبر خطاب به دختر خود فرمودند : فاطمه جان یک طبق خرمای بهشتی در حجره تو نهاده شده است ، آنرا نزد من بیاور .
حضرت زهرا آن طبق را آوردند و نزد پدر گذاشتند. پیامبر خرمای اول از درون ظرف برداشتند و در دهان سرور جوانان اهل بهشت امام حسین نهادند و فرمودند « حسین جان نوش جانت ، گوارای وجودت » سپس خرمای دوم را از درون ظرف برداشتند و در دهان دیگر سرور جوانان اهل بهشت امام حسن نهادند و باز فرمودند «حسن جان نوش جانت ، گوارای وجودت ». خرمای سوم را در دهان جگر گوشه خود حضرت زهرا نهادند و همان جمله را هم خطاب به حضرت زهرا بیان کردند.
خرمای چهارم را هم در دهان حضرت علی نهادند و فرمودند « علی جان نوش جانت‌، گوارای وجودت » خرمای پنجم را از درون ظرف برداشتند و باز دوباره در دهان حضرت علی نهادند و همان جمله را تکرار نمودند .
خرمای ششم را برداشتند، ایستادند و در دهان حضرت علی گذاشتند و باز همان جمله را تکرار کردند.
در این هنگام حضرت زهرا فرمودند : پدر جان به هر کدام از ما یک خرما دادید اما به علی سه خرما و در مرتبه سوم هم ایستادید و خرما در دهان علی گذاشتید . چرا بین ما اینگونه رفتار کردید ؟
رسول اکرم خطاب به دختر خود فرمودند:فاطمه جان وقتی خرما در دهان حسین نهادم ، دیدم و شنیدم که جبرائیل و مکائیل از روی عرش ندا بر آورده اند که : «حسین جان نوش جانت ، گوارای وجودت » من هم به تبع آنها این جمله را تکرار کردم وقتی خرما در دهان حسن نهادم باز جبرائیل و مکائیل همان جمله را تکرار کردند و من هم به تبع آنها آن جمله را گفتم که « حسن جان نوش جانت ».
فاطمه جان وقتی خرما در دهان تو نهادم دیدم حوری های بهشتی سر از غرفه ها در آورده اند . و می گویند « فاطمه جان نوش جانت ، گوارای وجودت » من هم به پیروی از آنها این جمله را تکرار کردم.اما وقتی خرما در دهان علی نهادم شنیدم که خداوند از روی عرش صدا می زند « علی جان نوش جانت ، گوارای وجودت » . به اشتیاق شنیدن صوت حق خرمای دوم در دهان علی نهادم باز هم خداوند از روی عرش ندا زد که «هنیأ مرئیاً لک یا علی » نوش جانت ، گوارای وجودت علی جان.به احترام صوت حق از جا برخاستم و خرمای سوم در دهان علی نهادم ، شنیدم که باز خداوند همان جمله را تکرار کرد و سپس به من فرمود:« یا رسول الله بعزت و جلالم قسم اگر تا صبح قیامت خرما در دهان علی بگذاری من خدا هم می گویم علی جانم نوش جانت ، گوارای وجودت».  
  یا علی مولا جان
  خداونا به حق علی گره از کارم بگشا
 جلاءالعیون علامه مجلسی


هر کی این متن دید  ودلش شكست اگه دوست داشت به عشق 14معصوم واسه گروهای دیگه بفرسته
خدایا:هر کی این پست راکپی کرد درد دلش رو رفع کن
اللَّـهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد.
اللَّـهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد.
اللَّـهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد.
اللَّـهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد.
اللَّـهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وآلِ مُحَمَّد.
میدونی اگه کپی کنی تا آخرامشب چند هزار تا صلوات فرستاده میشه؟ اگه خسیس نیستی به همه ی گروها بفرست
بنیت تسلی دل امام زمان




نوع مطلب :
برچسب ها : پیامبر اکرم، حضرت علی، حضرت زهرا، صلوات،
لینک های مرتبط :




آغاز ثبت نام در چهارمین دوره مسابقه دانشجویی طراحی و ساخت هواپیمای بدون سرنشین

چهارمین دوره مسابقه دانشجویی طراحی و ساخت هواپیمای بدون سرنشین به همت ستاد توسعه فناوری و صنایع دانش‌بنیان هوایی و هوانوردی معاونت علمی و پژوهشکده شهید رضایی دانشگاه صنعتی شریف در سه حوزه جنگل‌بانی، امداد و نجات و ارسال محموله امدادی برگزار می شود.

به گزارش روابط عمومی؛ دانشگاه صنعتی شریف به منظور توسعه فناوری‌های موجود در حوزه هواپیماهای بدون سرنشین، شناخت استعدادها و همچنین هدف‌دهی و ارزشیابی ساختارهای موجود، مسابقات متفاوتی را با عنوان "مسابقه دانشجویی طراحی و ساخت هواپیمای بدون سرنشین" بطور مستمر برگزار می نمایند. هدف از برگزاری این مسابقات که تاکنون سه دوره از آن توسط پژوهشکده شهید رضایی دانشگاه صنعتی شریف برگزار شده است، هدایت استعدادهای خلاق، گسترش و توسعه فرآیند ارتباط با صنعت و پرورش استعدادهای دانشگاهی برای مواجهه با مسائل متنوع و کاربردی صنعت هوایی ایران و جهان است. 
بنا بر این گزارش؛ در این دوره از مسابقات که با همکاری ستاد توسعه فناوری و صنایع دانش‌بنیان هوایی و هوانوردی برگزار خواهد شد، مأموریت پرنده بدون سرنشین که می‌تواند از نوع بال‌ثابت و یا روتورکرافت باشد، بر این اساس تدوین شده است که سامانه قادر باشد 2 فرایند مجزا را در مدت زمان محدود در بهترین حالت ممکن انجام دهد. هر تیم باید در عملیات پرواز روی منطقه جنگلی (جنگل‌بانی)، با نصب حداقل یک دوربین عکس‌برداری و قابلیت نصب دوربین دوم فیلم‌برداری بتواند در محدوده ارتفاعی بین 500 تا 8000 پا از سطح زمین(AGL)، وسیله‌ای مکانیکی مانند کامیون را با رنگ‌هایی غیر استتاری (قرمز و سفید) در بین درختان شناسایی کرده و هم‌زمان موقعیت وسیله شناسایی‌شده را به یک پایگاه، در محدوده 5 کیلومتری از خود مخابره کند. همچنین در عملیات تکمیلی (امداد) پس از تشخیص هدف (خودرو)، محموله مشخصی را بین وزن 500 تا 2000 گرم (حاوی اقلامی مناسب برای كمك‌های اولیه) در شعاعی کمتر از 50 متر از هدف شناسایی‌شده به صورت ایمن رها کند.
گفتنی ست؛ حامیان این دوره از مسابقات، معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، مرکز همکاری‌های فناوری و نوآوری ریاست جمهوری و شرکت صنایع هوایی قدس می‌باشند.
خاطرنشان می شود؛ ثبت‌نام چهارمین دوره این مسابقات از امروز 29 خردادماه آغاز خواهد شد. همچنین علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر و یا شرکت در این مسابقه می‌توانند به نشانی اینترنتی www.iudc.ir مراجعه کنند.


 





نوع مطلب : دانشگاه شریف، 
برچسب ها : مسابقه دانشجویی، مسابقه دانشجویی طراحی و ساخت هواپیمای بدون سرنشین، چهارمین دوره مسابقه دانشجویی طراحی و ساخت هواپیمای بدون سرنشین، دانشگاه صنعتی شریف، پژوهشکده شهید رضایی، هواپیمای بدون سرنشین، طراحی و ساخت هواپیمای بدون سرنشین،
لینک های مرتبط :




برای مطالعه تابع فی اویلر روی لینک زیر کلیک نمایید 









نوع مطلب : نظریه اعداد، آموزشی، 
برچسب ها : نظریه اعداد، تابع فی اویلر، تابع فی، تابع اویلر، اویلر، لئونارد اویلر،
لینک های مرتبط :




پرتغال 3 - 3 مجارستان؛ درخشش دیرهنگام رونالدو



مجارستان 3-3 پرتغال؛ با سومین تساوی، سلسائو به کرواسی رسید!








نوع مطلب : عکس، 
برچسب ها : رونالدو، کریستیانو رونالدو، جام ملت های اروپا، جام ملت های اروپا 2016،
لینک های مرتبط :




به گزارش "ورزش سه"، او که در دو دیدار قبلی موفق به گلزنی نشده بود، در ابتدای نیمه دوم، روی ارسال ژوائو ماریو، با یک ضربه پشت پای تماشایی دروازه گابور کرالی را باز کرد و به اولین بازیکنی تبدیل شد که در 4 دوره مختلف یورو موفق به گلزنی شده است.

 

 

 

 

 





نوع مطلب : اخبار داغ، 
برچسب ها : رونالدو، کریستیانو رونالدو، جام ملت های اروپا، جام ملت های اروپا 2016، تیم ملی پرتغال، گلزنی رونالدو در یورو، رکورد رونالدو در یورو،
لینک های مرتبط :




به گزارش "ورزش سه"، پرتغال و مجارستان برای صعود به مرحله یک هشتم نهایی یورو 2016 در روز پایانی دور گروهی مقابل یکدیگر قرار گرفتند.

 

بازی همان طور که انتظار می رفت بسیار سریع و هجومی از سوی هر دو تیم آغاز شد. پرتغالی ها در دقایق اولیه حملات همه جانبه ای را روی دروازه مجارستان انجام دادند که البته به موقعیت صد در صد گل ختم نشد. روی چند صحنه پرتغالی ها با ضربات ایستگاهی خود موفق شدند خطرات نصفه و نیمه ای را خلق کنند.

 

 

در آن سوی میدان مجارها روی ضد حملات بسیار سریع و خطرناک نشان می دادند و خیلی زود توانستند دروازه پرتغال را باز کنند. در دقیقه 19 روی یک رفت و برگشت در محوطه جریمه پرتغال موقعیت به گرا، بازیکن مجارستان، رسید تا این بازیکن با ضربه تماشایی خود از پشت محوطه جریمه دروازه پرتغال را باز کند. مجارها خیلی زود با یک گل از حریف صاحب نام خود پیش افتادند.

 

 

در ادامه یاران رونالدو که در آستانه حذف قرار گرفته بودند، رو به بازی تهاجمی آوردند. در دقیقه 30، کریس رونالدو می توانست با ضربه آزاد خود دروازه مجارستان را باز کند اما کرالی در آخرین لحظه توانست با مهار خود توپ را راهی کرنر کند.

 

در دقیقه 39، پرتغالی ها موفق شدند دروازه مجارستان را باز کنند اما توپ در شرایط آفساید به نانی رسیده بود تا پرچم کمک داور بالا رود.

 

در دقایق پایانی نیمه اول سرانجام پرتغال طلسم را شکست. روی پاس تماشایی رونالدو و فرار نانی در عمق خط دفاع حریف، بازیکن فنرباغچه با ضربه دقیق خود از درون محوطه جریمه توانست دروازه کرالی را باز کند تا حساب کار 1-1 شود.

 

 

 

نیمه اول دیدار جذاب دو تیم در نهایت با همین نتیجه به پایان رسید.

 

بازی در نیمه دوم بسیار تهاجمی و فوق العاده آغاز شد. در دقیقه 47 بازیکنان مجارستان توسط چوچاک خیلی سریع موفق شدند دروازه پرتغال را باز کنند. کاپیتان مجارستان با ضربه آزاد زیبای خود که البته در میانه راه به یکی از بازیکنان پرتغال برخورد کرد توانست گل دوم را به ثمر برساند.

 

 

پس از این گل اما پرتغالی ها خیلی سریع واکنش خوبی نشان دادند. در دقیقه 50 سرانجام پای کریس رونالدو نیز به گلزنی باز شد. ستاره پرتغال روی حرکت استثنایی خود و ضربه پشت پای تماشایی اش درون محوطه جریمه توانست حساب کار را 2-2 مساوی کند.
 

 

با این حال این پایان کار دیدار هیجان انگیز دو تیم نبود. در دقیقه 55 بار دیگر مجارها دروازه پرتغال را باز کردند. باز هم نوبت چوچاک رسید تا این بار روی یک رفت و برگشت با شوت دیدنی خود از پشت محوطه جریمه توانست حساب کار را 3-2 به سود مجارستان کند.

 

 

با این حال باز هم این کریس رونالدو بود که توانست نقش ناجی را بازی کند. روی پاس کوارشما، رونالدو با ضربه سر تماشایی اش درون محطوه جریمه توانست حساب کار را در دقیقه 62، 3-3 مساوی کند.

 

 

در ادامه بازی کمی آرام تر دنبال شد و هر دو تیم سعی داشتند تا ابتدا دروازه شان را بسته نگه دارند. پرتغال اما صاحب موقعیت هایی شد اما نتوانست دروازه مجارها را باز کند.

 

دقایق پایانی شاهد اتفاق خاصی نبود تا بازی با همان نتیجه 3-3 خاتمه یابد. مجارستان به عنوان تیم اول و پرتغال به عنوان تیم سوم راهی دور بعد رقابت ها شدند.







نوع مطلب : اخبار داغ، 
برچسب ها : جام ملت های اروپا، جام ملت های اروپا 2016، پرتغال، تیم ملی پرتغال، مجارستان، پرتغال و مجارستان، صعود تیم ملی پرتغال،
لینک های مرتبط :




مدال فیلدز(Fields Medal) یك جایزه‌ی ممتاز برای دو، سه یا چهار ریاضی دان زیر چهل سال است كه هر چهار سال یك بار از طرف اتحادیه ی بین‌المللی ریاضیات(IMU) اهدا می‌شود. اهدای این مدال توسط ریاضی‌دان كانادایی "جان چارلز فیلدز" بنیان نهاده شد و اولین بار در سال 1936 به دو ریاضی دان اهدا شد و از سال 1950 تا كنون ،به طور منظم اهدا شده است .

 


هدف از اهدای این مدال، شناسایی و پشتیبانی محققان جوان و برتر ریاضی است و افتخار بزرگی برای برنده ی آن محسوب می شود.این مدال از جنس طلا بوده و با یك جایزه ی نقدی همراه است كه مقدار آن در سال 2006، 000/15 دلاركانادا بوده است.
در اعتبار این مدال ،همین بس كه برای ریاضی‌دان ها مانند جایزه‌ی نوبل برای علوم دیگر است. البته مدال فیلدز را به هیچ وجه نمی‌توان با جایزه‌ی نوبل مقایسه كرد. چون جایزه ی نوبل هر سال اهدا می شود و دارای محدودیت سنی نمی باشد و مقدار جایزه ی نقدی آن در حال حاضر كمی بیش از  4/1 میلیون دلار آمریكا است  .
این مدال معمولاً به كسانی اهدا می‌شود كه كار خارق العاده و چشمگیری در ریاضیات ارائه می كنند .
جوایز دیگری هم در ریاضیات وجود دارند مانند:جایزه‌ی ولف(Wolf Prize) و جایزه‌ی آبل(Abel Prize) .


دوره‌ی اول(1936،Oslo):

اولین دوره ی اهدای مدال فیلدز در شهر اسلو(Oslo)پایتخت نروژ برگزار شد .
برندگان این دوره،دو نفر بودند: 1) لارس آلفورس - 2)جس داگلاس كه مختصرا" به زندگی‌نامه‌ی هر یك می‌پردازیم:


1- لارس آلفورس(Lars Ahlfors) :
لارس والرین آلفورس در 18 آوریل سال 1907در هلسینكی (پایتخت فنلاند) به دنیا آمد . درسال 1924 در دانشگاه هلسینكی مشغول به تحصیل شد و در سال 1928 زیر نظر اساتیدی چون "ارنست لیندلف" و"رولف نوانلینا" فارغ‌التحصیل شد. درسال 1929 در زمینه‌ی حدس "دن جوی"(Denjoy) در مورد مقادیر مجانبی توابع تام با نوانلینا همكاری داشت .

 

آلفورس به عنوان سخنران در ریاضیات در آكادمی آبو (در فنلاند) منصوب شد. در سال1930 دكترا گرفت ، در سال 1935 به دانشگاه هاروارد رفت و درسال 1936 یكی از دو نفری بود كه مدال فیلدز به وی اهدا شد.
در سال 1938 برای گرفتن پستی در دانشگاه هلسینكی به فنلاند برگشت اما با وقوع جنگ جهانی به مشكلاتی برخورد كرد چرا كه برای انجام خدمت سربازی مناسب نبود. درسال 1944 از موسسه ی فن آوری فدرال سوئیس در زوریخ پستی به آلفورس پیشنهاد شد و او در سال 1945 رهسپار زوریخ شد. وی از ماندن در زوریخ لذت نمی‌برد و بنابراین پس از مدتی به دانشگاه هاروارد برگشت و تا زمان بازنشستگی (سال 1977) در آن جا ماند. آلفورس در سال 1968 جایزه‌ی "Vihuri" و در سال 1981 جایزه‌ی ولف را به دست آورد. كتاب آنالیز مختلط او هنوز هم به عنوان یك كتاب استاندارد برای اكثر دوره‌ها استفاده می‌شود. سرانجام وی در 11 اكتبر سال 1996 چشم از جهان فرو بست.


2) جس داگلاس(Jesse Douglas):
جس داگلاس در سوم جولای سال 1897 در شهر نیویورك به دنیا آمد.در سال 1916 از كالج شهری نیویورك فارغ التحصیل شد و برای ادامه ی تحصیل به دانشگاه كلمبیا رفت .در سال 1930 به خاطر حل مسأله ی Plateu مورد تقدیر قرار گرفت ، این مسأله در سال 1760 توسط لاگرانژ مطرح شد و موضوع آن : "وجود رویه‌ی مینیمال" ( مساله ای در هندسه) بود.

 

داگلاس در سال 1943 از انجمن ریاضی آمریكا، جایزه‌ی "Bocher" را دریافت كرد. وی ده سال آخر عمرش را به عنوان استاد در كالج شهری نیویورك (CCNY) سپری كرد و در آن جا دروسی چون حساب دیفرانسیل و انتگرال پیشرفته را تدریس كرد.وی در 7 اكتبر سال 1965 چشم از جهان فرو بست.


منبع : انجمن ریاضیدانان جوان




نوع مطلب : زندگی نامه، خواندنی و جالب، 
برچسب ها : مدال فیلدز، لارس آلفورس، جس داگلاس، دوره اول مدال فیلدز، مدال فیلدز دوره اول، برندگان مدال فیلدز، برندگان دوره اول مدال فیلدز،
لینک های مرتبط :






( کل صفحات : 19 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
   
http://keyvan1371.eshopfa.net/Template/1/Images/Banner/535.jpg

Varzesh3.com ورزش سه


IranSkin go Up

mouse code

كد ماوس

Bahar-20

کد پرواز پرندگان